{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزیه جیرجیرک عاشق یه خرس شد.رفت که بهش بگه دوسش داره

یه روزیه جیرجیرک عاشق یه خرس شد.رفت که بهش بگه دوسش داره ولی خرس گفت الان وقت خواب زمستانیه برو بعدا بیا.ولی افسوس که خرس ندونست که عمر جیجیرک تنها سه روزه.پس خواهشا قبل از خواب زمستونیتون به جیرجیرکتون بگید دوستش دارید.
دیدگاه ها (۱)

همه مے گـویـنـב غروب خورشید بسیار تَـماشـایـے ستـ اما مَـט...

دلـم گرفتــه اسـت یــا دلـگیــرم یـا شایـد هـم دلـم گیـر اسـ...

بیا تمامش کنیم.... همه چیز را.... که نه من سد راه تو باشم و ...

من هرزه نیستم... اگه گذاشتم منو ببوسی... خواستم بدونی حس د...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

ادامه پارت ۱۶

I fell for my doctor- part 11

ددی مافیاپارت ۵________________________🌜🌕🌛__________________...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

*— صحبت‌های جین درباره تمرین کردن با جیمین:🐹: «وقتی ورزش می‌...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط