{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی باید بگذره تا بفهمی

خیلی باید بگذره تا بفهمی
من خیلی فرق داشتم با مونث هایِ دور و برت...
من برای داشتنت
از احســاسم
غــرورم
زندگیــم مایه گذاشتم
نه از تنــم...
من فرق داشتم با مونث هایِ دور و برت...
من نمیــتونستم
هرشب تا سپیده ی صبح باهات تو خیابــون پرسه بزنم
چون
یه مادرِ دل نگــرون داشتمُ
یه پدرِ غیرتی...
چون"خــانواده" داشتم....
 فرق داشتم با عروسک هایِ عملیِ دورُ برت...
 مــن ساده بــودم
تو احساســم
تو ظاهرم
تو قلبــم....
اما انگار
پروتز گونه ها و آبیِ آسمونیِ قلابیِ چشم هایِ اون ها....
برقِ چشم هایِ سیاهِ منُ از چشمِت انداخــت....
ولی...
خیلی باید بگذره تا بفهمــی
من
فرق داشــتم....
با مونث هایِ دورُ برِت....





فاطمه_صابری_نیا
دیدگاه ها (۱۹)

بد موقعی دیدمت !وسطِ پاییززیرِ باران ..اصلا محال بودعاشقت نش...

غمگینم و کسی نمی داند عشق را در پسِ نگاه خود پنهان کردن مرگِ...

وقتی میگویی مراقب خودت باشحتی اگر مرگ کمین هم کرده باشد زنده...

عطرش که پیچید،برگشتم..هیچکس نبود. کسی چه می‌داند،شاید...به م...

رومان قطره قرمز (پارت 6)

beach 𝕻𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی شب، توی کوچه‌های باریک شهر ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

دریاچه قوپارت۴۲دستشو که برداشت گفتم:پس تو منو به رقص دربیار....

★彡   Part 68 彡★ منو محکم به خودش فشار داد و از شدت فشاری که ...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

اعتیاد من بهت.

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط