{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر

پارت آخر

که یهو ات خورد به دیوار و جونگکوک انقدر بهش نزدیک شد که نفساش به صورته ات میخورد

جونگکوک: بیب

ات: ب..بله

جونگکوک: میبینی...این عاقبته کسیه که بهت نزدیک میشه ( منظورش هیونه)

ات: کوک..ت..تو حسودی کردی ؟

جونگکوک: نه

ات: چرا حسودی کردی ( خنده)

جونگکوک: هوففف آره حسودی کردم چون من هیچوقت چیزی که ماله منه رو به کسی نمیدم ( بم)

ات: ک....

جونگکوک نزاشت ات حرف بزنه و لباشو روی لبای ات گذاشت و محکم مک میزد اتم همراهی کرد

ات: عاشقتم

جونگکوک: ولی من دیوونتم بیب( خمار)

پایان
دیدگاه ها (۲)

جیمینننننننننننننننننننننننننننن 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐😭😭

پروف عوض شد

باورم نمیشه دارم پارت میزارم😂پارت ۲۱:۰۰ شبات بیش از حد نگران...

امممم سلامممممم ، راستش واقعا نمیدونم چی بگم من از ته قلبم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط