{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گربه من

گربه من

یونگی تو ماشین بی هوش شد و هیونجین بردش بیمارستان دست رو باند پیچی کردن تا یونگی به هوش بیاد هم رفت پیش خواهر کوچولوش

کم کم یونگی هم به هوش اومد و رفت پیش فرشتش

هیونجین : او حالت خوبه
یونگی: آره
هیونجین: می خوای باهاش تنها باشی
یونگی: آره
هیونجین: پس من رفتم کاری داشتی صدام کن

یونگی سرش رو گذاشت رو دست ا.ت

یونگی: نمی خوای بیدار شی (گریه)
یونگی: من دیگه نمی تونم(گریه)
ا.ت: چرا گریه میکنی گربه کوچولوم (بی حال)
یونگی: ببین حالا دیگه توحم صدات رو میزنم(گریه)
ا.ت: نه من واقعیم خوشگلم (لبخند)
یونگی: چییییی(بغض)

یونگی سریع ا.ت رو بغل کرد

یونگی: مرسی مرسی که بیدار شدی(بغض)
ا.ت: دستت چرا اینجوریه چرا رنگ صورتت مثل گچ سفیده (نگران)
یونگی: خوب دستم چیزی نیست به مبل خوره زخم شده صورتم هم بخاطر اینکه چیزی نخوردم اینجوری شده
ا.ت: پیشی کوچولو بخاطر من به خودش آسیب زده
یونگی: اره(بغض)
یونگی: من برم دکتر رو صدا کنم فقط بیا با هیونجین هم شوخی کنیم که تو فراموشی گرفتی
ا.ت: اوکی(خنده)

رفتم بیرون و پریدم بغل هیونجین

یونگی: هیونجین
هیونجین: چیشده(نگران)
یونگی: ا.ت به هوش اومده
هیونجین: چیییی
یونگی: اما
هیونجین: اما چی
یونگی: فراموشی گرفته
هیونجین: چی

هیونجین سریع دوید سمت اتاق ا.ت


ادامه دارد.....

#بی_تی_اس #بلک_پینک #اکسو #استری_کیدز #تی_اکس_تی #جی_ایدل #نیوجینز #لسرافیم #ایتزی #ایتیز #انهایپن #سونتین #آیو #سومی #سوجین #اکسوال #آرمی #بلینک #استی #موا #بیلی_ایلیش #کیپاپ #کیدراما #نامجون #جین #شوگا #یونگی #اگوست_دی #جیهوپ #هوسوک #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #جیسو #رزی #جنی #لیسا #فلیکس #هیونجین #هان #چان #چانگبین #لینو #سونگمین #جونگمین #تهکوک #ویمین #کوکمین #نامجین #جیکوک #سپ
دیدگاه ها (۱۹)

گربه منهیونجین: ا.تا.ت: ببخشید شما کی هستیدهیونجین: چی (بغض)...

گربه منا.ت:یونگییییی(داد)یونگی: چیه بیبیا.ت: امشب مهمون داری...

گربه منتو این یک سال کار یونگی همش شده بود خوردن الکل و شکست...

گربه منهیونجین: چی(بغض)ویو هیونجینتو شوک حرف لونا بودم که حس...

عشق مافیا

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

مافیای من☆پارت۲ جونگکوک:واقعا برات متاسفم چطور تونستی؟ا/ت:صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط