{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت ¹⁰
کوک‌:بیا بپوش من بیرون منتظرتم
سلین :ممنونم استاد
داشتم لباس می پوشیدم که بند سوتینم باز شد
هرچقدر که سعی میکردم نمی‌تونستم ببندمش
کوک:پس چرا نمیاد (رفت داخل)
سلین :(جیغ)
کوک(جلوی چشماش رو میگیره )
سلین : استاد میتونید یه کاری برام کنید
کوک :بله
سلین :میتونید این ر‌و ببندید؟
کوک:عامممم آره
و بستش
سلین :ممنون
و پوشید لباس رو
سلین:بازم ممنونم استاد
کوک:خواهش بیا بریم سر کلاس
وارد کلاس شدیم و همه داشتن درباره ی ما پچ پچ میکردن
ته:چیشد
سلین :هیچی
اون هان سه اون جو کجاست
ته: مدیر اومد بردش
سلین :آها
و فلش بک به بعد از کلاس ریاضی
داشتم میرفتم بیرون که وایییی یونا نیست من الان با کی برم زنگ‌ تفریح
جلوی دم‌ در اتاق مدیر بودم که مدیر می‌گفت :آقای جئون چیزی بین شما و کیم سلین هست ؟
کوک:نه
مدیر :پس چرا ازش حمایت کردید
کوک:وااا مگه باید چیزی بینمون باشه که ازش حمایت کنم (اومد بیرون)
کوک:اینجا چیکار میکنید خانم کیم؟
سلین : چیزه عامممم امممم دارم میرم پایین
کوک:خب برو
سلین :چشم
ویو کوک‌ ✨
واییی این دختر منو بد جور عاشق خودش کرده
واقعا من عاشق یکی از دانش آموزام شدم الان باید چیکار کنم
من مافیام و همین فردا آقای کیم یه جشن گرفته و منم دعوتم
هوففف چقدر خسته ام
برم یه‌ قهوه بردارم و بخورم
ادامه دارد...
نظر بدیددد ☃️
ایده بدید 🤺
دیدگاه ها (۱)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت¹¹ته :سلین بیا اینجا سلین :بله ته:چیزی بی...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت¹²کوک: آره خیلی لاغری سلین : آره می‌دونم ...

🧚🏻استاد من 🧚🏻 پارت ⁹ته: یعنی دوست نداری باهام قرار بزاری .سل...

🧚🏻استاد من 🧚🏻 پارت ⁸سلین : رسیدیم همینجاست کوک‌:خب فردا میبی...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁷ته:آها سلین :آره دیگ (صدای تلفن سلین )ت...

🧚🏻استاد من 🧚🏻پارت ²وارد کلاس شدیم و همه به ما زل زدن یه پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط