پارت
پارت ۳۰
ددی_شوگره_اجباریه من
عاجوما:: سانامی؟! عزیزم پاشو
سانامی:: چ..چیشده
عاجوما:: پاشو ناهار امادس...
سانامی:: عه باشه
عاجوما:: لباساتم عوض کن
عاجوما رفت بیرون و سانامی هم پاشد و لباساشو عوض کرد...
سانامی::عه پام چ بهتر شد
سانامی دیگه نمیلنگید اما دردایی هم داشت...
آروم رفت بیرون و دست صورتشو شست...
رفت نشست سر میز غذا
سانو روبه روش نشسته بود و بااخم به سانامی نگاه میکرد...
جیمینم چیزی نگفت
سانامی::سلام
عاجوما:: سلام ب روی ماهت
سانو:: بری زیر هجده چرخ الهی
سانامی شنید سانو چی گفت...
سانامی:: امیدوارم توهم بری زیر سمای یه اسب و له شی
عاجوما:: وا چتونه شما
سانو:: دیدی اول اون گفت
سانامی:: الکی نگو
جیمین:: خفه شین
همه خفه خون گرفتن😐😂
عاجوما ناهارو آورد...
سانو:: عااییی
عاجوما:: چیه؟!
سانو:: سوختمممم
عاجوما::حقته خو میزاشتی سرد شه
سانامی::😂😂
سانو:: هوی ب چی میخندی روتو کن اونور بااون قیافت حالمو بهم زدی😒
سانامی:: هرچی باشه ازتو زیباترم
سانو:: اه اه چندش
سانامی:: الان همین چنگالو میکنم تو حلقت
سانو:: جرئت داری بیا تا نشونت بدم که...
جیمین:: شیومین بیا این دوتا نفهمو بنداز بیرون
سانو:: نهههههههههههه
سانامی:: این برای من عادیه
شیومین:: پاشین
عاجوما:: ببخششون دیگه تکرار نمیکنن
جیمین:: بندازشون تو زیر زمین هرچقد خاستن همونجا دعوا کنن
عاجوما:: ج..جیمین اینا مو تو سر همدیگه نمیزارن
جیمین:: شیومین تورو بندازم بیرون؟؟!!
شیومین:: د پاشین
شیومین سانامیو و سانو رو برد بیرون...
رفتن سمت زیر زمین
سانو رو حل داد ک با کله افتاد کف زیرزمین(وااییی دارم جر میخورم حقشه😂)
ولی سانامیو برای اینکه پاش بیشتر آسیب نبینه رو آروم گذاشت داخل و رفت...
سانو:: کثافته هرزه هرچی میکشم از دست توئه
سانامی:: گمشو بابا
سانو:: حرف مفت نزن زیرخابه لجن
سانامی:: چی گفتی حرومزادههههه
سانامی خودشو انداخت رو سانو و موهاشو میکشید...
سانو پاشد یکی زد تو گوش سانامی...
هردو همدیگه رو تا میتونستن میزدن...
سانامی یه مشت کوبوند رو چشمش ک دورش کبود شد...
سانو:: عوضیییییییییی
سانامی:: عاااییییی هرزهههه ول کن موهاموووو
سانو با لگد زد تو شکم سانامی ک پرت شد
بعد خودشو انداخت روش ک بزنش
ولی سانامی موهاشو گرفت و پیچوند...
سانو:: عااخخخخخ ولم کننننن
شیومین:: اونجا چخبره هاااااا؟؟؟؟؟!!!!!
ددی_شوگره_اجباریه من
عاجوما:: سانامی؟! عزیزم پاشو
سانامی:: چ..چیشده
عاجوما:: پاشو ناهار امادس...
سانامی:: عه باشه
عاجوما:: لباساتم عوض کن
عاجوما رفت بیرون و سانامی هم پاشد و لباساشو عوض کرد...
سانامی::عه پام چ بهتر شد
سانامی دیگه نمیلنگید اما دردایی هم داشت...
آروم رفت بیرون و دست صورتشو شست...
رفت نشست سر میز غذا
سانو روبه روش نشسته بود و بااخم به سانامی نگاه میکرد...
جیمینم چیزی نگفت
سانامی::سلام
عاجوما:: سلام ب روی ماهت
سانو:: بری زیر هجده چرخ الهی
سانامی شنید سانو چی گفت...
سانامی:: امیدوارم توهم بری زیر سمای یه اسب و له شی
عاجوما:: وا چتونه شما
سانو:: دیدی اول اون گفت
سانامی:: الکی نگو
جیمین:: خفه شین
همه خفه خون گرفتن😐😂
عاجوما ناهارو آورد...
سانو:: عااییی
عاجوما:: چیه؟!
سانو:: سوختمممم
عاجوما::حقته خو میزاشتی سرد شه
سانامی::😂😂
سانو:: هوی ب چی میخندی روتو کن اونور بااون قیافت حالمو بهم زدی😒
سانامی:: هرچی باشه ازتو زیباترم
سانو:: اه اه چندش
سانامی:: الان همین چنگالو میکنم تو حلقت
سانو:: جرئت داری بیا تا نشونت بدم که...
جیمین:: شیومین بیا این دوتا نفهمو بنداز بیرون
سانو:: نهههههههههههه
سانامی:: این برای من عادیه
شیومین:: پاشین
عاجوما:: ببخششون دیگه تکرار نمیکنن
جیمین:: بندازشون تو زیر زمین هرچقد خاستن همونجا دعوا کنن
عاجوما:: ج..جیمین اینا مو تو سر همدیگه نمیزارن
جیمین:: شیومین تورو بندازم بیرون؟؟!!
شیومین:: د پاشین
شیومین سانامیو و سانو رو برد بیرون...
رفتن سمت زیر زمین
سانو رو حل داد ک با کله افتاد کف زیرزمین(وااییی دارم جر میخورم حقشه😂)
ولی سانامیو برای اینکه پاش بیشتر آسیب نبینه رو آروم گذاشت داخل و رفت...
سانو:: کثافته هرزه هرچی میکشم از دست توئه
سانامی:: گمشو بابا
سانو:: حرف مفت نزن زیرخابه لجن
سانامی:: چی گفتی حرومزادههههه
سانامی خودشو انداخت رو سانو و موهاشو میکشید...
سانو پاشد یکی زد تو گوش سانامی...
هردو همدیگه رو تا میتونستن میزدن...
سانامی یه مشت کوبوند رو چشمش ک دورش کبود شد...
سانو:: عوضیییییییییی
سانامی:: عاااییییی هرزهههه ول کن موهاموووو
سانو با لگد زد تو شکم سانامی ک پرت شد
بعد خودشو انداخت روش ک بزنش
ولی سانامی موهاشو گرفت و پیچوند...
سانو:: عااخخخخخ ولم کننننن
شیومین:: اونجا چخبره هاااااا؟؟؟؟؟!!!!!
- ۴۶.۱k
- ۱۴ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط