{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه مون از اونجاشروع شدکه:

قصه مون از اونجاشروع شدکه:
دوتادستشومشت کرد وگفت:
اگه گفتی گل کدومه،نمیرم
ناراحت شدم وکمی فکرکردم و
محکم زدم روی دست چپش وگفتم:گله…
دستشو بازکرد اماپوچ بود…
اشکم سرازیرشد…
حواسش نبودوقتی داشت بادست راستش اشکشو پاک میکرد،فهمیدم
فهمیدم که هردودستش پوچ بوده…
دیدگاه ها (۴)

پسر به دختر گفت: دوسم داری اشک از چشمای دختر جاری شد. میخوا...

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هی...

قصه مون از اونجاشروع شدکه:دوتادستشومشت کرد وگفت:اگه گفتی گل ...

قصه مون از اونجاشروع شدکه:دوتادستشومشت کرد وگفت:اگه گفتی گل ...

دوتـادسـتاشو مـشت کردوجلوم گرفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....!...

دوتا دستاشو مشت کردجلوم گرفت و گفت:اگر بگی گل کدومه میمونم.....

دستاشومشت کردگفت:اگه بگی گل کدوم دستمه می مونم!انتخاب سختی ب...

دستاشومشت کردگفت:اگه بگی گل کدومه میمونم،انتخاب سختی بود،ترس...

دوتا دستشو مشت کرد، جلوم گرفتگفت اگه بگی گُل گدومه می مونم.....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگي کدومه ميمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط