{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه مون از اونجاشروع شدکه:

قصه مون از اونجاشروع شدکه:

دوتادستشومشت کرد وگفت:

اگه گفتی گل کدومه،نمیرم

ناراحت شدم وکمی فکرکردم و

محکم زدم روی دست چپش وگفتم:گله...

دستشو بازکرد اماپوچ بود...

اشکم سرازیرشد...

حواسش نبودوقتی داشت بادست راستش اشکشو پاک میکرد،فهمیدم

فهمیدم که هردودستش پوچ بوده...
@lovehome
دیدگاه ها (۱)

!!!

ye shabe bad

...

jigare mneee

قصه مون از اونجاشروع شدکه: دوتادستشومشت کرد وگفت: اگه گفتی گ...

قصه مون از اونجاشروع شدکه:دوتادستشومشت کرد وگفت:اگه گفتی گل ...

دوتـادسـتاشو مـشت کردوجلوم گرفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....!...

دوتا دستاشو مشت کردجلوم گرفت و گفت:اگر بگی گل کدومه میمونم.....

دستاشومشت کردگفت:اگه بگی گل کدوم دستمه می مونم!انتخاب سختی ب...

دستاشومشت کردگفت:اگه بگی گل کدومه میمونم،انتخاب سختی بود،ترس...

دوتا دستشو مشت کرد، جلوم گرفتگفت اگه بگی گُل گدومه می مونم.....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم...!...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط