♡My little lady♡

پارت ۱۲_
با دستم دور دهنمو پاک کردم
_بی شعور عوضی !
+میتونم بهت توضیح بدم
_چیو؟ اینکه با دخترا لاس میزنیو؟
شروع میکنم به راه رفتن
تهیونگم پشت سرم راه میوفته
+قضیه اینجوری نیست که برداشت کردی
زیپ چمدونو میبندم
_چجوریه ؟ بگو ماعم بدونیم !
پوزخندی میزنم و چمدونو بلند میکنم و تا دم در اتاق میبرم
_اینم لباسایی که داده بودی
کتمو برمیدارم و یه دستمو میبرم توش
دستمو میگیره و کتو از دستم در میاره
+یه دقیقه وایمیستی لطفا؟
+هیچی اونجوری که برداشت کردی نیست ! اون دختر فقط.... فقط....
فقط دوستمه !
هیچ وقت به چشم یه دختر بهش نگاه نکردم !
_دیدم چجوری دست میکشیدی رو موهاش !
+حسودیت شد ؟ مای لیتل لیدی ؟
لیتل لیدی ؟ خوشم اومد !
یکم سست شدم
تهیونگ ابروشو انداخت بالا و با صدای کلفتش گفت
+قول میدم بجز تو به کسی نکاه نکنم
بعدم کمرمو گرفت و هی بهم نزدیک شد ؛ منم با هر قدمی که برمیداشت میرفتم عقب
دستاشو گذاشت روی رون و باسنم و بغلم کرد
گردنشو گرفتمو رفتیم سمت تخت .....

خبب بچه ها اینجا اتفاقای اصمات میوفته ، ولی من اصمات نمینویسم پس خودتون درنظر بگیرید :)
خواهشن کامنت بذارید برام ♡ مرسیییی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_مافیا
#بی_تی_اس
#تهیونگ
#کیم_تهیونگ
دیدگاه ها (۳۳)

پارت ۱۳_* صبح فرداش *با بوسه های تهیونگ روی گردنم از خواب بی...

♧THE VAMPAYER♧

♡My little lady♡

♡My little lady♡

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط