♡My little lady♡

پ.ن. این پارت کیس داره
پارت ۱۱_
رفتم تو بار هتل که یهو تهیونگو دیدم که داره با یه دختر حرف میزنه
خشکم زد ! یعنی چییی؟ این زنیکه کیه؟
تهیونگ دستشو گذاشت روی موهای دختره
میخواستم از ته وجودم جیغ بزنم و گریه کنم
اون بیشعور با احساسات من بازی کرده !
هیچ علاقه ای نسبت به من نداره !
دستمو گذاشتم جلوی دهنم و شروع کردم به‌گریه کردن
دیدم که دختره تهیونگو بغل کرد !
از بار رفتم بیرون و رفتم تو سوییت ؛ دوزانو نشستم جلوی چمدونم و شروع کردم به جمع کردن وسایلم ؛ بلند بلند به خودمو تهیونگ فحش میدادم
من ساده رو بگو که عاشقت شده بودم مردک دروغ‌گوی عوضی !
حیف وقتی که پیشت حروم کردم !
پاشدمو بالشتو پرت کردم به سمت در که یهو در باز شد و کیم تهیونگ وارد اتاق شد
+چی شده ؟ چیکار داری میکنی ؟
_خفه شو ! با من حرف نمیزنی
چشامو براش درشت کردم و انگشت اشاره‌مو جلوش تکون دادم
برگشتم که برم سمت چمدونم
دستاشو گذاشت رو بازوهام و دستامو به بدنم چسبوند ؛ با صدای بم گفت
+پرسیدم چی شده؟
سعی کردم خودمو از تو بغلش بکشم بیرون ، برگشتم به سمتش و با دست محکم کوبیدم رو سینه‌ش
_ولم کنننن
+ تا به سوالم جواب ندی ولت نمیکنم
از عصبانیت اشکام جاری شد و داد زدم
_مرتیکه‌ی عوضی ، من دوست داشتم ! بهت اعتماد کرده بودم ! اون وقت تو رفتی با دخترای تو بار لاس میزنی ؟
پوزخند زدم و ادامه دادم
_فکر میکردم حداقل یه ذره آدمی !
سعی میکردم هلش بدم و هی میگفتم ولم کن ولی گوش نمیکرد
یهو لباشو گذاشت رو لبام
سعی کرد زبونشو وارد دهنم کنه ولی دندونامو محکم روی هم گذاشته بودم
یه دستشو انداخت دور کمرم و یه دستشو گذاشت زیرچونه‌م ، دهنم باز شد و زبونشو کرد تو دهنم
میخواستم هلش بدم و پرتش کنم اونور ، مرتیکه‌ی چندش
هرچی کوبیدم به سینه‌ش تکون نخورد ؛ بدتر وحشی شد
شروع کرد به گاز گرفتن لبم و سعی کرد زبونشو بزنه به زبونم
دیگه تا همینجا بسه !
با زانوم زدم تو شکمش ؛ ولی خیلی محکم نزدم
دستامو گذاشتم رو شونه هاشو پرتش کردم اونطرف
بعدم محکم زدم تو گوشش
_بی‌شعور عوضی !


حتتما حمایت کنید که پارت بعدو بذارم ♡
امیدوارم خوشتون بیاد
نظرتونم حتتتما کامنت بذارید انگیزه بگیرم♡
#فیک
#فیک_مافیایی
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#کیم_تهیونگ
#تهیونگ
دیدگاه ها (۱۲)

♡My little lady♡

پارت ۱۳_* صبح فرداش *با بوسه های تهیونگ روی گردنم از خواب بی...

♡My little lady♡

♡My little lady♡

شوهر دو روزه. پارت روال زندگی

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۵۶قشنگیه.. جیمین با لبخند بار...

خون آشام عزیز (85)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط