{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیکشن یائویی سانزو ریندو

␥فیکشن‌ یائویی سانزو × ریندو
به قلم سنجین••••☆
🌩-‌ - - - - - -‌ - - - - - - پارت پانزدهم:

ریندو-به مست کردن کوکو نگاه میکرد
به موهای تاب داری که روبه عقب حالت داده بود و چشمهایی که نگاهشون به روبه رو بود

:کوکو؟!

و ریندو انگار که میخواست بالاخره سفره‌ی دلشو پیش یکی باز کنه-به حرف اومد:با اینوپی چه رابطه‌ای داری‌؟

نگاه کوکو-بدون مکث و بی حالت به سمت ریندو برگشت-انقدر عادی که انگار اصلا اهمیتی به بیان حقیقت ماجرا نمیده:اینویی؟

گفت و به چشم های ریندو زل زد و رین-
طوری بود که کل وجودش زجر میکشید
سکوت کرد و کوکو خودش به حرف اومد:دوست پسرمه-اینویی دوست پسره منه!

راحت گفت و ته لیوانشو روی میز گردویی کوتاه کوبید-دستاشو روی صندلی باز کرد و اجازه دار انگشتهاش،موهای بلند ریندو رو لمس کنن

و ریندو،صداقت کلام کوکو رو درک کرد
و حتی راحت تر از کوکو،به پشت صندلی تکیه زد:که اینطور...

ریندو گیج بود،نمیدونست چی بگه
نمیدونست باید با این مسئله که کوکو،انقدر راحت گرایشش رو بیان میکنه چیکار کنه اما،اینو خوب میدونست که خودش،تنها کسی هست که این وسط گرفتار شده!

:من و اینویی از زمان بلک دراگنز باهم بودیم...

کوکو سکوت کرد و به نیم رخ ریندو نگاه کرد-بعد همراه با کشیدن انتهای موهاش-اونو به سمت خودش برگردوند:و هستیم...هر روز هفته-هر ثانیه و دقیقه!

تکیه‌شو از کاناپه برداشت و دستشو،پشت سره ریندو گذاشت و اونو به سمت خودش کشید
و حالا انقدر نزدیک بودن که پیشونیشون،به هم تکیه کنه:تو چی ریندو؟
نگاه توی چشماتو‌ میشناسم...

ریندو،کلافه عقب کشید و لیوانشو‌ پر کرد:چرت نگو کوکو...!

گفت و کوکو-نیمخیز شد:اوکی
پس به سانزو میگم که انگار کمکی از دست من برنمیاد!

دروغ دو پهلوی کوکو-ریندو رو انقدر سریع از جا پروند که نگاه چند نفر به سمتشون برگشت:سانزو چی گفته؟
از من حرف زده؟

کوکو-با نیشخند دستشو واسه‌ی اون جمع تکون داد و دوباره روی کاناپه نشست و ریندو-شوکه تر کنارش نشست‌

:میگم نگاهتو میشناسم-چون باهاش زندگی کردم ریندو!

ریندو اما کلافه از گول خوردنش-لیوانش رو دوباره پر کرد:بیخیال کوکو...جمله‌های فلسفی به هم نباف!

سیگار کوکو،نزدیک به ریندو روشن شد و عطرش-روی لباسهاش‌ نشست:من سانزو رو نمی‌شناسم اما تورو چرا...اون نگاهم چیزی نبود که آشنا نباشه!

ریندو عصبی دود توی صورتش رو کنار زد
:تو الان حرفت چیه؟
میخوای بدونی من با سانزو خوابیدم یا نه؟
آره خوابیدم!

گفت و موهاشو‌ عقب زد و کوکو،به ابروهای تیره‌ و مشکی رنگی نگاه کرد که تلاش میکردن حالت بغض به خودشون نگیرن:لعنتی-حالش چطور بوده؟

کوکو،اینبار دود سیگارو سمت مخالفش بیرون داد و مثل ریندو،روبه جلو خم شد:خوب بوده-بهتر از تو...
موهاشو رنگ زد و با خواهرش مشغول شدن!

ریندو اما کنجکاو شنیدن اینها نبود-خودش سانزو رو دیده بود و اینهارو میدونست
ریندو،میخواست بشنوه و
میخواست بدونه که سانزو هم بدون اون زجر کشیده،عذاب کشیده و شکنجه شده

:سانزو همیشه تو دار بوده-خودت باید بدونی!
کوکو،با نیشخند گفت و ریندو سر تکون داد:نبود-سانزو برای من تودار نبود!

و نگاهش به سمت کوکو برگشت:ران مخالف بود،
یه روز وقتی داشت حرف می‌زد شنیدم...

کوکو پرسید:چی میگفت؟
و ریندو غرق شده توی خاطرات،دستاشو روی صورتش گذاشت و خم شد:اینکه گی بودن من-واسش خجالت آوره...اینکه من همیشه باید تاپ باشم!
ریندو گفت و کوکو سکوت کرد
اون الان،اطلاعاتی رو از زندگی ریندو میدونست که هیچکس حتی به ذهنش هم خطور نکرده بود...
ریندو-توی یه بار پر از استریپر‌-گرایش جنسی متفاوتش رو بیان کرده بود،اینکه اون تمام مدت عشقشو نسبت به دوست دوران نوجوانیش‌ پنهان میکرده!

...

۶ اوت-جمعه
دورهمی توکیو مانجی گنگ
اعضای حاظر:بلک دراگونز سابق-تنجیکو سابق-توکیو مانجی-براهمن سابق

ران-زودتر از ریندو رسیده بود
انقدر زود که ورود تک به تک افراد رو به سالن خوشامد بگه و دوست دخترش رو،به دوستاش پُز بده!
و سویون-اونجا بود
درست کنار ران ایستاده بود و زیره لب نسبت به دختر هایی که دوره میله میچرخیدن اظهار تنفر میکرد

اما ران-نگاهش از روی سویون برداشته نمیشد
به داشتنش افتخار میکرد و از حسادتش لذت می‌برد
:سویون-تبریک میگم!
دست مایکی-به جای دست سویون روی شکمش نشست و اون رو شوکه کرد و مایکی-هدیه‌شو به سمت سویون گرفت:از شنیدنش واقعا خوشحال شدم-بالاخره یکی تونست ران رو آدم کنه!

سکوت جمع-با حرف مایکی از خنده شکست و سویون،دستشو دوره بازوی ران محکم کرد

و بعد از اون-ایزانا با لبخند کمرنگ روی لبهاش دستشو به‌سمت ران دراز کرد:هی رفیق..‌

╭─────┈┈┈.°୭‌       
╰┈➤ 🌈
 .𝂅  ִ ◯⃘ 𝆬 .  𞥊ֹ   ׄ   𝇈⃝☁️𓂃
۫  ︩︪𔓕 🔥ৎ  Ɨɑց:: #سانزوxریندو  𝆺𝅥 ׅ𝆭   ࿚
دیدگاه ها (۲)

╭ •┈┈┈•💜•┈┈┈•┊  ⊹ ࣪ ׅ 𝐓𝐚𝐠: #فیکشن_ریندوهایتانی╰┈┈┈┈┈┈┈ part...

╭ •┈┈┈•💜•┈┈┈•┊  ⊹ ࣪ ׅ 𝐓𝐚𝐠: #فیکشن_ریندوهایتانی╰┈┈┈┈┈┈┈ part...

␥فیکشن‌ یائویی سانزو × ریندوبه قلم سنجین••••☆🌩-‌ - - - - - -...

␥فیکشن‌ یائویی سانزو × ریندوبه قلم سنجین••••☆🌩-‌ - - - - - -...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط