[بازی مرگ ]
[بازی مرگ ]
پارت 47
درحالیکه کنار هایون وارده آن بار sexy میشد هیچ ترسی در چشم هایش دیده نمیشد با شجاعت کامل پیست رقص را گذشت کرد و به اتاق پیرمرد پول دوست و هوس باز سانگ هیون سیک رسید چشم دوخت به دوستش که از ترس میلرزید روبه هایون نمود با لحن مملو از شجاعت و امید لب زد
هری : نترس باید حق مونو ازش بگیریم ما مفتی براش نکردیم
هایون: برات دردسر میشه کرکس آدم خطرناکیه اگه بفهمه بلای سرت نیاره
هری : نچ اون نمیتونه کاری بکنه .... یا شایدم بتونه کاری بکنه
با نفس عمیقی که کشید یهو وارده اتاق شد با دیدن آن صحنه چندش آور با داد نجوا کرد هری : جمع کنید این چندش بازی ها رو
دختری که روی پای هیون سیک نشسته و به چندش آور ترین حالت میبوسیدش با داد هری سریع از پاهایش بلند شد و پیرهن که پایین افتاده بود را بالا کشید و با دو از اتاق بیرون رفت هیون سیک به سمته آنها آمد و با عصبانیت لب زد
هیون سیک : چه عجب خانم خانما پیداش شد تمام این مدت کدوم گوری بودی هااا...
هری با پوزخندی که روی لب هایش نشسته بود نجوا نمود هری : نبابا بدهکارم شدیم تو پنج ماه مه حقوق مونو ندادی بعدش ازمون کار میکشی ببین مرتیکه اگه پول من و هایون رو ندی ازت شکایت میکنیم
هیون سیک نیشخندی زد و با عصبانیت یقه رو پوش چهار خونه ای هری را سفت گرفت و با خشم تو صورتش غرید هایون با ترس خواست جلوش را بگیره اما اون رو به شدت محکم هول داد جوری که روی زمین بیافته
هیون سیک : هان هری تو خیلی جسوری منو یاده یکی میندازی جسور محفل مون اما تو رو من خم میکنم بجای این مدتی که آهنگ نخوندی و نبودی باید بری واسه دعوت های که شبا برات میفرستن
هری که متوجه حرف اون مرد هوس باز شده بود با خشم و نفرت در چشم هایش که می جوشید دستش را از یقه لباسش دور کرد ما عصبانیت داد زد
هری : تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی فقط پول هایون رو بده وگرنه خیلی بد میشه برات
هیون سبک پوزخندی زد و گفت هیون سیک : برای من بد میشه تو که کسیو نداری که پشتت باشه نه پدری نه مادری نه خانواده پر ابهتی،
تیری به قلبش رها کرد همیشه از این اذاب میکشید که کسیو نداره ولی هیچوقت هیچکسی نشد مرحم زخم های آن دختر مگر اینکه همیشه قوی بودن به این نهاد نیست که به تکیه گاهی احتیاج نداری و حال هری فقط میخواست تکیه گاهی داشته باشه ؟ یا تکیه گاهی باشه
سریع افکارش را پس زد و با اعتماد به نفس جلوی هیون سیک ایستاد
هری : مطمئن باش دفعه بعد وقتی منو میبینی ازم معذرت خواهی میکنی
هیون سیک : تو پشتت به چی گرمه... از همین امشب دوباره میایی سر صحنه اگه نیایی دیدار بعدی مون برات آخرین روز زندگیت میشه
هری : میبینیم سانگ هیون سیک به امید دیدار
پارت 47
درحالیکه کنار هایون وارده آن بار sexy میشد هیچ ترسی در چشم هایش دیده نمیشد با شجاعت کامل پیست رقص را گذشت کرد و به اتاق پیرمرد پول دوست و هوس باز سانگ هیون سیک رسید چشم دوخت به دوستش که از ترس میلرزید روبه هایون نمود با لحن مملو از شجاعت و امید لب زد
هری : نترس باید حق مونو ازش بگیریم ما مفتی براش نکردیم
هایون: برات دردسر میشه کرکس آدم خطرناکیه اگه بفهمه بلای سرت نیاره
هری : نچ اون نمیتونه کاری بکنه .... یا شایدم بتونه کاری بکنه
با نفس عمیقی که کشید یهو وارده اتاق شد با دیدن آن صحنه چندش آور با داد نجوا کرد هری : جمع کنید این چندش بازی ها رو
دختری که روی پای هیون سیک نشسته و به چندش آور ترین حالت میبوسیدش با داد هری سریع از پاهایش بلند شد و پیرهن که پایین افتاده بود را بالا کشید و با دو از اتاق بیرون رفت هیون سیک به سمته آنها آمد و با عصبانیت لب زد
هیون سیک : چه عجب خانم خانما پیداش شد تمام این مدت کدوم گوری بودی هااا...
هری با پوزخندی که روی لب هایش نشسته بود نجوا نمود هری : نبابا بدهکارم شدیم تو پنج ماه مه حقوق مونو ندادی بعدش ازمون کار میکشی ببین مرتیکه اگه پول من و هایون رو ندی ازت شکایت میکنیم
هیون سیک نیشخندی زد و با عصبانیت یقه رو پوش چهار خونه ای هری را سفت گرفت و با خشم تو صورتش غرید هایون با ترس خواست جلوش را بگیره اما اون رو به شدت محکم هول داد جوری که روی زمین بیافته
هیون سیک : هان هری تو خیلی جسوری منو یاده یکی میندازی جسور محفل مون اما تو رو من خم میکنم بجای این مدتی که آهنگ نخوندی و نبودی باید بری واسه دعوت های که شبا برات میفرستن
هری که متوجه حرف اون مرد هوس باز شده بود با خشم و نفرت در چشم هایش که می جوشید دستش را از یقه لباسش دور کرد ما عصبانیت داد زد
هری : تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی فقط پول هایون رو بده وگرنه خیلی بد میشه برات
هیون سبک پوزخندی زد و گفت هیون سیک : برای من بد میشه تو که کسیو نداری که پشتت باشه نه پدری نه مادری نه خانواده پر ابهتی،
تیری به قلبش رها کرد همیشه از این اذاب میکشید که کسیو نداره ولی هیچوقت هیچکسی نشد مرحم زخم های آن دختر مگر اینکه همیشه قوی بودن به این نهاد نیست که به تکیه گاهی احتیاج نداری و حال هری فقط میخواست تکیه گاهی داشته باشه ؟ یا تکیه گاهی باشه
سریع افکارش را پس زد و با اعتماد به نفس جلوی هیون سیک ایستاد
هری : مطمئن باش دفعه بعد وقتی منو میبینی ازم معذرت خواهی میکنی
هیون سیک : تو پشتت به چی گرمه... از همین امشب دوباره میایی سر صحنه اگه نیایی دیدار بعدی مون برات آخرین روز زندگیت میشه
هری : میبینیم سانگ هیون سیک به امید دیدار
- ۱۴.۴k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط