پیرزنه دید عزراییل داره میاد از ترس رفت تو مهدکودک نشست پ
پیرزنه دید عزراییل داره میاد از ترس رفت تو مهدکودک نشست پیش بچهها و شروع کرد به پفک خوردن!
عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟
پیرزنه با صدای بچگانه گفت: قاقا میخولم!
عزراییل گفت: پس بخور که میخوایم بریم ددر!!
عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟
پیرزنه با صدای بچگانه گفت: قاقا میخولم!
عزراییل گفت: پس بخور که میخوایم بریم ددر!!
- ۱.۶k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط