{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که ماه را در صورتِ خود قاب کردی

همین که ماه را در صورتِ خود قاب کردی
نفهمیدم چه شد یک آن دلم را آب کردی
رها کن گیسوان مشکی خود را که عمری
به شوق دیدنش هر شب مرا بی خواب کردی
همین که لب گشودی غنچه ها را باز کردی
فضا را مملو از عطرِ گلابِ ناب کردی
جهان قبل از تو یک تصویر بی جذابیت بود
تو با زیبائیت گردشگری را باب کردی
خدا را بر فراز گنبد چشم تو دیدم
چنین شد که مرا دلبسته ی محراب کردی
وجودت اعتبار تازه ای بخشید بر عشق
ولی با رفتنت این گنج را نایاب کردی
دیدگاه ها (۳۵)

بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تومگو دیوانه ام دیگر، شدم من...

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

گاهی به یادت شاعرانه مست خواهم شدبر گردنِ شبهایِ بی تو دست خ...

میرسی از راه و شاهم میکنی با مقدمتزندگی جاریست در حال و هوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط