اهل همین کوچه ی بن بست کناری,که توازپنجره اش پای به قلب م
اهل همین کوچه ی بن بست کناری,که توازپنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی,,توکجا؟کوچه کجا؟پنجره ی بازکجا؟من کجا؟عشق کجا؟طاقت آغازکجا؟توبه لبخند ونگاهی,من دلداده به آهی,بنشستیم,تودر قلب و…من خسته به چاهی…گنه ازکیست؟از آن لحظه ی آغاز؟ازآن چشم گنه کار؟ازآن لحظه ی دیدار؟کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت,,همه بردوش بگیرم,,جای آن یک شب مهتاب تورا تنگ در آغوش بگیرم…
- ۲.۳k
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط