{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p...4

p...4

گونگ جون..ولی بانوی من
چنگ ..گفتم ازاینجابرووو(باداد)
بعداز چند ساعت چنگ هنوز خیره به جای خالی گونگ جون بود که ازونجارفته
چنگ بلندشد و خودشو جموجورکرد و رفت به مسافرخانه پیش وانگ


حواتاریک شده بود لیژان و دینگ یوشی داشتن میرفتن دینگ یوشی داشت لباسشو و موهاشو مرتب میکردکه لیژان بهش گفت

لیژان..صدفه گفتم اماده شو اماده شو گفتی من ۵دقیقه اخر اماده میشم

دینگ یوشی ..خب من امادم فقط موهام نامرتبه
لیژان..اره جون خودت
دینگ یوشی ..یا ساکت میشی یا همینجا
میمیریم
لیژان..تا تو منو نکشی من نمیمیرم
دینگ یوشی .. تا تو منو نکشی من نمیمیرم

لیژان..خفه شو
دینگ یوشی خفه شو
لیژان..عهههه عدایه منو درنیار
لئوو علامت دادکه برن

دینگ یوشی..ساکت باش ببینم چه خبره
لیژان..توداری حرف میزنی
دینگ یوشی لیژان رفتن داخله قمارخونه

خدمتکار..بفرمایید واسه چی اومدین
دینگ یوشی..بقیه واسه چی میان
خدمتکار ..پس بفرمایید تو
دینگ یوشی ولیژان رفتن داخله قمارخونه واسه اینکه تابلو نشه اوناهم نشستن رو یه میز که بازی کنن نگهان چشم دینگ یوشی خور به بالا قمارخونه که خیلی خلوت طرز فایین بود
دینگ یوشی..اون بالا چرا انقدر خلوت تره؟
خ/کار..چون اون بالاادم های عادی بازی نمیکنن
دینگ یوشی..بنظرت من ادم عادی هستم
خ/کار...نه منظورم اینکه اونا سره خودشون شرط میبندن

دینگ یوشی..اهاپس بهتره همین پایین بازی کنم

ییبو از خاطرات بدش تموم شده بود یه مرحله جلوتر رفت یه اینه بود که زیرش نوشته داشت اولش مشخص نبود ییبو دستشو کشید رو اینه نوشته بود
(اینه آینده )
ییبو تعجب کرده‌بود وقتی توش نگاه کرد خودش و ژان دید

ژان.. باورم نمیشه تو یه همچین آدمی باشی
ییبو.. ژان بزار برات توضیح بدم
ژان ..چیزی برای توضیح دادن وجود نداره چیو میخوایی توضیح بدی با داد

ییبو.. متاسفم اما من نمیخواستم اینجوری بشه قسم میخورم
ژان.. کافیه فقط از من فاصله بگیر دیگه نزار جلوی چشمام ببینمت

ییبو. ژان وستا نرو

یهویی صدایی شنید
ییبو ..کیه کی داره صدا میکنه

من لی یارو هستم
ییبو ..لی یارو یعنی

لی یارو.. یعنی اینه آینده
ییبو.. اینا همش دوروغه
دیدگاه ها (۰)

p...5دینگ یوشی و لیژان در حال بازی بودن دینگ یوشی همش برنده ...

p...6ژان هم وارد اینه جادو شد شوکای هم همینطور یه نفر انگار ...

p...3شوکای تو خاطراتش گیر کرده بود شوکای وقتی بچه بود تو یه ...

p....2ژان رفت سمته نور چند سانیه بخاطره بخاطره نور چشماشو بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط