{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگم و از بارش باران خبری نیست

دلتنگم و از بارش باران خبری نیست
در سینه ام از غرش طوفان خبری نیست

امروز عجب روز غریبی است که در آن
از شعر و غزل... چایی و مهمان خبری نیست

گفتی : چه خبر از دل و از حال و هوایت
گفتم : که بجز حال پریشان خبری نیست

از عشق پریشانم و از دست تو دلگیر
در زندگی ام از لب خندان خبری نیست

از آتش وخاکستر بر باد چه باکی
از دار مرا هیچ نترسان خبری نیست

تلخ است اگرقهوه ولی تلخ تر آن است
یک روز بفهمی ته فنجان خبری نیست

اینقدر به این عقربه ها زل نزن ای دل
در ساعت دیواری حیران خبری نیست..
دیدگاه ها (۳)

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

دلتنگم و از بارش باران خبری نیستدر سینه ام از غرش طوفان خبری...

دلتنگم و از بارش باران خبری نیستدر سینه ام از غرش طوفان خبری...

دلتنگم و از بارش باران خبری نیستدر سینه ام از غرش طوفان خبری...

یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیس...

دلتنگم و از بارش باران خبری نیستدر سینه ام از غرش طوفان خبری...

دلتنگم و از بارش باران خبری نیست..در سینه ام از غرش طوفان خب...

دل من گمشده در جذبه ي چشمان تو بوددیده ام ماتِ دو چشمانِ غزل...

میخوام درد دل کنم :)حالی پریشان دارم ، غصه ای بی پایان دارم ...

رفتی ای جان و ندانیم که جای تو کجاستمرغ شبخوان کجایی و نوای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط