{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mina:

Mina:
از دریا گرفتمت
زیباترین ماهیه دریا بودی...
آزادیِ عمل داشتی
و هر کجا اراده میکردی میرفتی
با هر کدام از ماهی ها که دلت میخواست،تا آن سرِ دنیا شنا میکردی...
خودخواه بودم...دستِ خودم نبود...
انداختمت داخلِ تُنگم و صبح تا شب دست و پا زدنت را با لذت تماشا کردم...
برای من عاشقی را تعریف نکرده بودند...
گفتند محدودش کن
محدودت کردم
خواستم جبران کنم،دیدم آمدی روی آب...
گاهی چه زود دیر میشود...
دیدگاه ها (۱)

Miiinaaa:«رفتن آدم‌ها، برایمان شبیه غول وحشتناک قصه‌های بچگی...

همه چیز خوب است...هیچکس خوشحال نیست...!

Miiinaaaa ...:مواقعی هم هست،که آدم چمدانش را برای رفتن نمی ب...

:پشت ِ گردنم، کمی پایین‌تر از نقطه‌ای که آخرین تار موی بلندم...

از دریا گرفتمتزیباترین ماهیه دریا بودی...آزادیِ عمل داشتیو ه...

از دريا گرفتمتزيباترين ماهيه دريا بودي...آزاديِ عمل داشتيو ه...

از دریا گرفتمت زیباترین ماهیه دریا بودی آزادیِ عمل داشتیو هر...

فیک بخاطر تو پارت ۸از زبان اتبا تعجب به حرفش بهش نگاه کردم ک...

pawn/پارت ۲۲

رمان همزادپارت۴۶#آدینآروم روی تخت گذاشتمش و به سمت کمد رفتم ...

@m5555s

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط