{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《 تقاص عشق 》

《 تقاص عشق 》
پارت ۱۱

ات موهای کوتاهش را با دست اش درست کرد و رویه صندلی اش نشست
ات : خوب کوچولو ها درس امروز ما در مورد حیوانات هستش حالا هرکی بگه که حیون موردعلاقش چیه
همه بچه ها به ترتیب حیوانات شون را گفتن نوبت رسید به دینا دینا از صندلی اش بلند شد و روبه ات کرد
دینا : من از سنجاب کوچولو خوسم میاد
ات : خیلی خوبه دینا کوچولو
دینا : خانم معلم یه سوالی بپرسم ازتون
ات : بپرس کوچولوم
دینا : شما از چه حیوانی خوشتون میاد
ات : خوب من از کبوتر خوشم میاد
دینا : چی چلا از کبوتل خوستون میاد اخه هیچ کی از کبوتل خوسسون نمیاد شما چرا از کبوتل خوستون میاد
ات خنده ای مهربانی کرد و با صدای آرامش گفت
ات : چون کبوتر آزاده آزادی کبوتر هارو هیچکس نداره
دینا: واقعا
ات : اره حالا بریم سراغ درس فردا هرکی حیون مورد علاقه شو بیاره اینجا تا بیشتر باهاش آشنا بشید
دینا : وای خدایا خیلی خوسحالم باسه
ات : آفرین بچه
/////////

جیمین جلوی پنجره اتاقش ایستاده بود و داشت با گوشی اش حرف میزد
جیمین : تا وقتی میایم عمارت باید اتاق درست شده باشه
گوشی اش را قط کرد ک رویه صندلی اش نشسته و خودکار اش که تو دست اش بود باهاش بازی میکرد
سوهیوک : مین ات رو دیدی
جیمین با نفرتی که در چشمانش بود گفت
جیمین : اره دیدمش
سوهیوک : جیمین خودت میدونی که چجوری باید پیش بری
جیمین : اره نگران نباش هیچی رو خراب نمیکنم
سوهیوک: من دیگه برم شرکتم میدونی که طراح های که قراره از خارج کشور بیاین امروز میان
جیمین : برو منم برم دنبال دینا
سوهیوک : دینا دیگه دخترت شد
جیمین : اره خیلی شیرینه
سوهیوک: بای رفیق
جیمین : برو به سلامت
جیمین از رویه صندلی اش بلند شد و از اتاق خارج شد

ات : وسایل تون رو جمع کنید که الان زنگ میخوره ...
دیدگاه ها (۱۰)

با تو زنده شدم و با تو زندگی کردم♥️♥️♥️کسی اصکی بره کارش تمو...

《 تقاص عشق 》پارت ۱۲ زنگ خورد و همه بچه های کلاس در حال رفتن ...

تقاص عشق پارت ۱۰جیمین دست‌ دینا رو گرفت و سوار ماشین شدن دین...

تقاص عشق پارت ۹صبح زیبایی شده بود همه جا بخاطر باران دیشب بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط