شب بود و چراغك بود.شيطان ، تنها، تك بود.باد آمده بود، بار
شب بود و چراغك بود.شيطان ، تنها، تك بود.باد آمده بود، باران زده بود: شب تر ، گل ها پرپر.بويي نه براه.ناگاه،آيينه رود، نقش غمي بنمود: شيطان لب آب.خاك سايه در خواب.زمزمه اي مي مرد.بادي مي رفت، رازي مي برد.
- ۲۴۶
- ۰۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط