پارت

پارت 11
#دانشگاه دارک


ویو ا.ت
بیدار شدم دیدم
اون جایی که تهیونگ حلقه میده خواب بود
کلی عررررررررررررررر میزدم و دلم میخواست ادامشو ببینم
اما نمیشد
و بعد برای لیا تعریف کردم
لیا :جرررررررر(هی بلند بلند می‌خندید)
+ مرض
لیا :خواب خوبی بود (😂 میخنده) دوست داشتم همون لحظه قیافتو ببینم
+من باید برم کار ن
لیا : ن بای
+ بای

ویو ته
راستی
دیروز ماجرای ا.ت که بهش اعتراف کردم به کوک گفتم و.....

ویو هر دو
بلند شدم مسواک زدیم
رفتیم قهوه خوردم
و رفتیم روی کاناپه نشستم فیلم دیدیم
دیدگاه ها (۲۵)

بهم بگید زیر این پستم

#دانشگاه دارکپارت 12یهو دیدم ته آمد کنارم گفت:ساعت 6 هست بری...

پارت 10#دانشگاه دارکویو تهرفتم سری انگشتری که مد نظرم بود رو...

#دانشگاه دارکپارت 9+آمدم پایین گفتم ببخشید اما من هنوز خوب ن...

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

پارت ٣ هزار و یک شبمیخواستم جواب اون هفتا پسر رو بدم که لیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط