چشماي منتظر به پيچ جاده,
چشماي منتظر به پيچ جاده,
دلهره هاي دل پاک وساده....
پنجره ي باز و غروب پاييز,
نم نم بارون تو خيابون خيس....
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه,
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه....
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده,
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده....
تو ذهن کوچه هاي آشنايي,
پر شده از پاييز تن طلائي....
تو نيستي و وجودم و گرفته,
شاخهء خشک پيچک تنهایی....
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه,
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه....
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده,
برام يه يادگاريه جزء اون چيزي نمونده ....
دلهره هاي دل پاک وساده....
پنجره ي باز و غروب پاييز,
نم نم بارون تو خيابون خيس....
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه,
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه....
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده,
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده....
تو ذهن کوچه هاي آشنايي,
پر شده از پاييز تن طلائي....
تو نيستي و وجودم و گرفته,
شاخهء خشک پيچک تنهایی....
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه,
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه....
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده,
برام يه يادگاريه جزء اون چيزي نمونده ....
- ۱.۰k
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط