کاش می دانستی که روزهایم بی تو چه سوت و کور است....
کاش می دانستی که روزهایم بی تو چه سوت و کور است....
کاش می دانستی که چشمانم مدت هاست حریری از شبنم اشک,
بر روی خود کشیده است تا پس از تو دنیا را تار ببیند....
کاش می دانستی که قلبم چگونه سرگردان کوچه پس کوچه های تنهایی شده,
هر صبح تا غروب چشمان خسته ی من دوخته به قاب پنجره....
منتظر امدن تو خیره به بیرون است,
تا که شاید صدای قدمهایت در گوش کوچه بپیچد....
منتظرم تا که بیایی,
چرا که می توای با لبخندی تمامی این فاصله ها را از میان بر داری....
کاش می دانستی که چشمانم مدت هاست حریری از شبنم اشک,
بر روی خود کشیده است تا پس از تو دنیا را تار ببیند....
کاش می دانستی که قلبم چگونه سرگردان کوچه پس کوچه های تنهایی شده,
هر صبح تا غروب چشمان خسته ی من دوخته به قاب پنجره....
منتظر امدن تو خیره به بیرون است,
تا که شاید صدای قدمهایت در گوش کوچه بپیچد....
منتظرم تا که بیایی,
چرا که می توای با لبخندی تمامی این فاصله ها را از میان بر داری....
- ۱.۰k
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط