{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددیفاکر

ددی_فاکر


پارت ۹۶

صبح کوک از خواب پاشد..ساناکو رو ندید
نگران پاشد و از اتاق زودی زد بیرون
وقتی رفت ت سالن متوجه شد که ساناکو داخل آشپزخونه داره صبحونه درست میکنه...رفت ت آشپزخونه پیشش..

ساناکو ویو:
با احساس ضعف از خواب بیدار شدم...دیگه خوابمم پریده بود و پا شدم واسه خودمو کوک صبحونه آماده کنم....یهو دستایی دور کمرم حلقه شد...

کوک:: چرا پا شدی؟؟
ساناکو:: گ..گفتم یچیزی درست کنم و..
کوک:: هیشش..برو بشین خودم آماده میکنم

ساناکو:: نیازی نیست
کوک:: میگم برو بشین عههه
ساناکو:: باشه باو

2 ساعت بعد...

کوک:: فیلم ببینیم؟
ساناکو:: فیلم؟ ن...
کوک:: بریم بیرون؟
ساناکو:: نخیر
کوک:: گمشو ت اتاق و بیرون نیا
ساناکو:: چییی؟؟؟
کوک:: خفه شو رو بت دادم پرو شدی
ساناکو:: من زندانیتممم؟؟؟
کوک:: بچمو ک دادی هر گوری خاستی برو
ساناکو:: بچتو؟؟؟ هع...درد و رنج و سختیش با من...بعد...

کوک:: ادامه نده
ساناکو:: بچمو دستت نمیدم
کوک:: داری میری رو مخم!
ساناکو:: گمشو کنار نمی‌خوام ریختتو ببینم

کوک رفت کنار و با تعجب ب ساناکو زل زد ک داشت می‌رفت ت اتاق

کوک:: واس من وحشی شدی ؟ بزا بچه بدنیا بیاد...مث صگ میزنمت
ساناکو:: ساکت باش

بعدش ساناکو درو بست
کوک هم با حرص رفت نشست رو کاناپه

کوک:: خوبی بش نمیاد...

#‌‌dasam
دیدگاه ها (۰)

ددی_فاکرپارت ۹۷ب زایمان ساناکو حدودا فقط یه ماه مونده بود؛اذ...

ددی_فاکرپارت ۹۸سوبین:: از ساناکو یه پیام دریافت کردم...یوری:...

ددی_فاکرپارت ۹۵وقتی کوک رسید ب خونه جدید متوجه شد ک ساناکو د...

ددی_فاکرپارت ۹۴جونگ میونگ اصلحشو گرف سمت ساناکو و آماده بود ...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

یکمی اسمات... ویو کوک تو اتاق بار بودم یه دختر هرزه اومد تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط