قلدر مدرسه

قلدر مدرسه
پارت۳۷

بعد ازاون اتفاق دیگه سمت تفنگ نرفتم و الان با این پسره روبه رو شدم هوفففف ولش کن
+اقای پارک اگه دیگه بامن کاری ندارین میخام برم اتاقم
-سوا میخام بهت یه چیزی بگم
+بفرمایید
-اتفاقی که توی اردو افتاد بخاطر این بود که سوهو تهدیدم کرده بود که باهات نباشم وگرانه من عاشق تو بودم الانم هستم
+خب
-خب یعنی میگم بیا بهم برگردیم
+یعنی چی هروقت دلت بخواد بری هروقت دلت بخواد بیای نمیشه جیمین
-اوکی بزار خودما بهت ثابت کنم
+اوکی ببینم میتونی یا نه!
-میتونم
بعد از اینکه حرفم با جیمین تموم شد رفتم داخله اتاقم میدونستم راست میگه ولی گفتم سریع قبول نکنم پس بزار یکمی اذیتش کنم


فردا صبح

از خواب بیدار شدم رفتم یه دوش ده مینی گرفتم و اومدم موهام روخشک کردم یه لباس پوشیدم و کیفم و گوشیم رو برداشتم و رفتم سمت شرکت که دیدم جیمین وجونگکوک وتهیونگ نشستن رفتم روبه روشون وایستادم که جونگکوک گف
§سوا چقدر تغییر کردی
+توهم تغییر کردی
@خب سوا میخاستم بگم که توی یه کاری باهامون همکاری میکنی
+چه کاری
@بگو اره یا نه تا بهت بگم
+تا ندونم نمیگم ارع
@اوکی میخایم جاسوسی کنی برای عموت
+چرا
@چون داره پاشو از گلیمش درازتر میکنه و داره تو کاره ما فوضولی میکنه میخام ببینم چیکارا میکنه
+میخاین چیکارش کنین
-بکشیمش
+براچی
@نمیدونی مافیایم
+میدونم ولی نمیتونم اینکارا کنم
§انجام میدی خوبم انجام میدی
+مگه شما کی هستین که بهم زور میگین
@به جای اینکه عموتا بکشیم خدتا میکشیم پس کاری نکن که برات بد تموم بشه
-تهیونگ درست حرف بزن من نمیزارم بکشیش
@عه کیته که نمیزاری کاری باهاش بکنیم
-به تو ربطی نداره ولی نمیزارم بهش دست بزنین اوکی یکی دیگه رو بفرست هوای عموش
+جیمین یه لحظه بشین تهیونگ جک راننده شخصیم توی اینکارا بوده قبلا اگه میخای به اون بگم
@باشه بهش بگو بیاد پیشه من
+اوکی جیمین بیا اتاقم
-باشه برو الان میام
+باشه
@چرا نزاشتی
-چون من دوستش دارم نمیزارم اسیب بزنین بهش اوکی
@اووو باشه بابا میخاستم فقط خدتا بهش ثابت کنی وگرنه منم دلم نمیاد زنداداشمو بکشم که
-میدونم ولی نباید اینطوری میگفتین شما برین منم برم پیشه سوا
@اوکی فعلا
-فعلا


-سوا میتونم بیام داخل
+اره بیا
-چیکارم داری
+میخاستم بگم که بیا باهم باشیم من هرچی فک کردم دیدم که راست میگی و میدونستم سوهو بهت گفته بود از من دور باشی
-راست میگی!
+اره
-الهیییی فداتشممم
+خب باشه حالا
-فردا عروسی میکنیم
+نه زوده
-چیو زوده من منتظر این لحظه بودم بعد بچه دار میشیم واییی
+باشه بابا کالا انقد ذوق نکن ذوق مرگ میشی
-باشه پس من برم کارا را بکنم خدافظ عشقم اهان لینو رو میفرستم دنبالت بیای خونه من اوکی
+باشه برو

فردا
از خواب بلند شدن و کار هاشون رو انجام دادن و ساعت۱جیمین سوا رو گذاشت ارایشگاه و رفت ساعت۴رفت دنبال سوا و رفتن تالار عروسی کردن و بعداز عروسی رفتن خونه و خوابیدن(خوابیدن ساده😂)بعداز چند سال بچه دار شدن یه دختر و یه پسر اسم دخترشون ایسول و اسم پسرشون آریس سن دخترشون۶وسن پسرشون۱۰هست


پایان فیک بریم برای فیک جدیدمونننن🤗
دیدگاه ها (۱۳)

رئیس بی رحمپارت1سلام من رینا هستم قراره برم به یه شرکت تا کا...

از بچم حمایت کنین فیک هاش عالیه ایدی پیجش هم هستkooki_1997@

تولدت مبارک جوجهههههه🥳🥺🎂😭باورتون میشه این موچی۳۰سالش شده؟!🥺🎂

قلدر مدرسهپارت۳۶فلش بک وقتی از اردو برگشتم خونه مستقیم رفتم ...

پارت ۵۴ات: مثلا روز عروسیمونه 😡جیمین: باشه باشه میمونیم ات: ...

سلاااام اومدم پارت جدید تقدیم کنم ات ویو رفتیم خرید کای هم ا...

دختر بازیگوش من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط