قهوه ی تلخ پارت ۱
قهوه ی تلخ پارت ۱
مثله همیشه با دعوای مامان بابام بیدار شدم اه بخاطر همین مشکلات نتونستم دانشگاهمو ادامه بدم
ا. (مالیدن چشماش) عهههههه بسه دیگه همش دعوا دعوا چتونه نمیتونین یروز اروم باشید اههههه (داد)
م. ا. تو ساکت باش(داد)
و ادامه دعوا
ویو ا.ت
اصلا حوصلشونو نداشتم ته ته هم که خونه نبود پس رفتم دستشویی و کارایه لازمو مردم و یه میکاپ ساده هم کردم و مث همیشه لباسای لش مشکیمو پوشیدم و زدم بیرون
چند مین بعد
هندزفریمو زدم و داشتم قدم میزدم و اهنگ گوش میدادم که بارون شروع شد
+(لبخند)
هندزفریمو برداشتم تا یخورده از صدای بارون لذت ببرم و خیلی دیگه خیس شده بودم تصمیم گرفتم برم کافه
تو حال خودم بودم که یه صدا منو به خودش اورد
گارسون. ببخشید خانم چی میل دارید
ا. هات چاکلت
گارسون. چشم
ویو ا.ت
منتظر بودم هات چاکلتمو بیارن که یه پسری چشممو گرفت خیلی کیوت بود خیلیییییییی وای لباش اویزون بود و تو هم بود دلم میخواست بخورمششششششنشنیپپژدبنثخحیحزمزوزپزپژپمژمیکیحمیپبپ
بلاخره بعد چند مدت هات چاکلتمو اوردن بعد سفارش اونو گرفتن و اون قهوه ی تلخ میخواست و دیگه نفهمیدم و رفتم بیرون چون هات چاکلت زیر بارون میچسبید
ویو جیمین
صبح دوباره بیدار شدم و مث همیشه قهوه ی تلخ میخواستم ولی اجوما گفت که تموم کردیم و حسابی حالم گرفته شد البته که باید بلاخره ازاین غار بیرون میومدم
داشتم راه میرفتم که یه کافه دیدم رفتم و نشستم که بارون شروع شد چند دقیقه بعد یه دختری اومد که واقعا نظرمو جلب کرد ولی من نباید ازش خوشم بیاد ولی در کل زی.رخوا.ب خوبی به نظر میرسید تصمیم گرفتم دنبالش کنم
ویو ا.ت
رفتم توی پارک روی نیمکت نشستم و داشتم هات چاکلتمو میخوردم که همون پسر کیوت اومد نشست روی نیمکت روبروم
و یه دختر اومد و خودشو میچسبوند بهش اه باید میفهمیدم که دنبال هرزس
ویو جیمین
تا نشستم یه هرزه اومد خودشو چسبوند بهم هعی بهش گفتم بلند شه ولی نشد چند دقیقه اینطوری بودیم که بخاطر سادیسمم اعصابم بهم ریخت و نتونستم خودمو کنترل کنم و بلند شدم و یه گلوله توی مخش خالی کردم و یاده اون یکی دختره افتادم و تا نگاهش کردم دیدم عین گچ سفید شده
ویو ا.ت همینطوری که از ترکیب بارون و هات چاکلتم لذت میبردم یهو یه صدای اومد که گوشم سوت کشید وقتی دیدم وی شده دیگه نتونستم چیزی بفهمم و زدم زیر گریه و فرار کردم و اون یارو دنبالم میدوید
خب ببخشید بد شد و اگه خوشتون اومد لایک کنید
شرط برای پارت بعد ۵لایک ۳کامنت👺🗿
مثله همیشه با دعوای مامان بابام بیدار شدم اه بخاطر همین مشکلات نتونستم دانشگاهمو ادامه بدم
ا. (مالیدن چشماش) عهههههه بسه دیگه همش دعوا دعوا چتونه نمیتونین یروز اروم باشید اههههه (داد)
م. ا. تو ساکت باش(داد)
و ادامه دعوا
ویو ا.ت
اصلا حوصلشونو نداشتم ته ته هم که خونه نبود پس رفتم دستشویی و کارایه لازمو مردم و یه میکاپ ساده هم کردم و مث همیشه لباسای لش مشکیمو پوشیدم و زدم بیرون
چند مین بعد
هندزفریمو زدم و داشتم قدم میزدم و اهنگ گوش میدادم که بارون شروع شد
+(لبخند)
هندزفریمو برداشتم تا یخورده از صدای بارون لذت ببرم و خیلی دیگه خیس شده بودم تصمیم گرفتم برم کافه
تو حال خودم بودم که یه صدا منو به خودش اورد
گارسون. ببخشید خانم چی میل دارید
ا. هات چاکلت
گارسون. چشم
ویو ا.ت
منتظر بودم هات چاکلتمو بیارن که یه پسری چشممو گرفت خیلی کیوت بود خیلیییییییی وای لباش اویزون بود و تو هم بود دلم میخواست بخورمششششششنشنیپپژدبنثخحیحزمزوزپزپژپمژمیکیحمیپبپ
بلاخره بعد چند مدت هات چاکلتمو اوردن بعد سفارش اونو گرفتن و اون قهوه ی تلخ میخواست و دیگه نفهمیدم و رفتم بیرون چون هات چاکلت زیر بارون میچسبید
ویو جیمین
صبح دوباره بیدار شدم و مث همیشه قهوه ی تلخ میخواستم ولی اجوما گفت که تموم کردیم و حسابی حالم گرفته شد البته که باید بلاخره ازاین غار بیرون میومدم
داشتم راه میرفتم که یه کافه دیدم رفتم و نشستم که بارون شروع شد چند دقیقه بعد یه دختری اومد که واقعا نظرمو جلب کرد ولی من نباید ازش خوشم بیاد ولی در کل زی.رخوا.ب خوبی به نظر میرسید تصمیم گرفتم دنبالش کنم
ویو ا.ت
رفتم توی پارک روی نیمکت نشستم و داشتم هات چاکلتمو میخوردم که همون پسر کیوت اومد نشست روی نیمکت روبروم
و یه دختر اومد و خودشو میچسبوند بهش اه باید میفهمیدم که دنبال هرزس
ویو جیمین
تا نشستم یه هرزه اومد خودشو چسبوند بهم هعی بهش گفتم بلند شه ولی نشد چند دقیقه اینطوری بودیم که بخاطر سادیسمم اعصابم بهم ریخت و نتونستم خودمو کنترل کنم و بلند شدم و یه گلوله توی مخش خالی کردم و یاده اون یکی دختره افتادم و تا نگاهش کردم دیدم عین گچ سفید شده
ویو ا.ت همینطوری که از ترکیب بارون و هات چاکلتم لذت میبردم یهو یه صدای اومد که گوشم سوت کشید وقتی دیدم وی شده دیگه نتونستم چیزی بفهمم و زدم زیر گریه و فرار کردم و اون یارو دنبالم میدوید
خب ببخشید بد شد و اگه خوشتون اومد لایک کنید
شرط برای پارت بعد ۵لایک ۳کامنت👺🗿
۸.۹k
۰۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.