مردی با یک پیامک به اسارت آدم رباها درآمد
مردی با یک پیامک به اسارت آدم رباها درآمد
روزنامه خراسان نوشت: مرد 38 ساله که در کار خرید و فروش زعفران فعالیت می کرد، مدعی شد توسط زورگیران ربوده شده است.
وی گفت: برادرم قاچاقچی مواد مخدر بود و مخارج زندگی اش را از همین راه تامین می کرد تا این که روزی هنگام حمل مواد مخدر دستگیر شد و زندگی اش از هم پاشید. ماجرای زندگی برادرم درس عبرتی برای من شد تا از راه حلال روزی ام را به دست آورم. این بود که به تجارت زعفران پرداختم و زندگی شیرینی را تجربه می کردم.
روز ها به همین ترتیب می گذشت تا این که روزی یک پیامک عاشقانه برایم ارسال شد. وقتی با فرستنده پیامک تماس گرفتم زنی از آن سوی خط گفت که شماره را اشتباه گرفته است و سپس ادامه داد «زنی تنهاست که از همسرش طلاق گرفته و در مشهد زندگی می کند.» شنیدن صدای آن زن جوان افکارم را به هم ریخت به طوری که باز هم تلاش کردم به بهانه های مختلفی با او تماس بگیرم.
در همین ارتباطات تلفنی بود که آن زن جوان از من خواست برای این که سرپناهی داشته باشد حاضر است به عقد موقت من دربیاید. من هم که شیفته ادب و گفتار او شده بودم از محل سکونتم که در یکی از شهر های جنوبی خراسان رضوی است سوار بر خودرو به سمت مشهد حرکت کردم تا با آن زن که خود را «شهین» معرفی می کرد، کنار پل الغدیر مشهد ملاقات کنم.
قرار بود اگر با یکدیگر به توافق رسیدیم او را به عقد موقت خودم درآورم. وقتی به محل قرار رسیدم. زن جوانی را داخل یک خودروی پراید دیدم که اشاره می کرد سوار خودرویی شوم که به ادعای او تاکسی تلفنی بود... شرح کامل این ماجرا در اخبار حوادث
telegram.me/akhbarhavades
🔥 @akhbarhavades 💥
ارتباط با ادمین وطرح نظرات و اعلام آمادگی جهت همکاری در امور کانال
id:📝 telegram.me/soheil4246
اونایی که ریپورت هستند بیاین گروه
telegram.me/joinchat/EA961wlnRxeJnGB39qweuw
روزنامه خراسان نوشت: مرد 38 ساله که در کار خرید و فروش زعفران فعالیت می کرد، مدعی شد توسط زورگیران ربوده شده است.
وی گفت: برادرم قاچاقچی مواد مخدر بود و مخارج زندگی اش را از همین راه تامین می کرد تا این که روزی هنگام حمل مواد مخدر دستگیر شد و زندگی اش از هم پاشید. ماجرای زندگی برادرم درس عبرتی برای من شد تا از راه حلال روزی ام را به دست آورم. این بود که به تجارت زعفران پرداختم و زندگی شیرینی را تجربه می کردم.
روز ها به همین ترتیب می گذشت تا این که روزی یک پیامک عاشقانه برایم ارسال شد. وقتی با فرستنده پیامک تماس گرفتم زنی از آن سوی خط گفت که شماره را اشتباه گرفته است و سپس ادامه داد «زنی تنهاست که از همسرش طلاق گرفته و در مشهد زندگی می کند.» شنیدن صدای آن زن جوان افکارم را به هم ریخت به طوری که باز هم تلاش کردم به بهانه های مختلفی با او تماس بگیرم.
در همین ارتباطات تلفنی بود که آن زن جوان از من خواست برای این که سرپناهی داشته باشد حاضر است به عقد موقت من دربیاید. من هم که شیفته ادب و گفتار او شده بودم از محل سکونتم که در یکی از شهر های جنوبی خراسان رضوی است سوار بر خودرو به سمت مشهد حرکت کردم تا با آن زن که خود را «شهین» معرفی می کرد، کنار پل الغدیر مشهد ملاقات کنم.
قرار بود اگر با یکدیگر به توافق رسیدیم او را به عقد موقت خودم درآورم. وقتی به محل قرار رسیدم. زن جوانی را داخل یک خودروی پراید دیدم که اشاره می کرد سوار خودرویی شوم که به ادعای او تاکسی تلفنی بود... شرح کامل این ماجرا در اخبار حوادث
telegram.me/akhbarhavades
🔥 @akhbarhavades 💥
ارتباط با ادمین وطرح نظرات و اعلام آمادگی جهت همکاری در امور کانال
id:📝 telegram.me/soheil4246
اونایی که ریپورت هستند بیاین گروه
telegram.me/joinchat/EA961wlnRxeJnGB39qweuw
- ۱.۱k
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط