تا آمدی تمام وجودم نگاه شد
تا آمدی تمام وجودم نگاه شد
احساس بی ملاحظه ام سر به راه شد
.
خورشید از حضور تو الگو گرفت وُ بعد
زیباتر از همیشه ی خود، مثل ماه شد!
.
تا گفتم عاشقت شده ام، دورتر شدی!
سهمِ من از وجود تو اندوه و آه شد...
.
فال اَم میان قهوه ایِ چشمهات بود
لرزید چشم های تو...فال اَم تباه شد
.
دیگر به درد هیچ غلامی نمی خورَد
معشوقه ای که واردِ دربار شاه شد!
.
سوء تفاهم است، عزیزم به خود نگیر!
مقصودِ من، دلی ست که غرق گناه شد
.
با وعده های سرد تو، سر خوش نمی شوم
هر سر، سری به عشق تو زد بی کلاه شد!
.
تقویم ها عزای عمومی گرفته اند
تاریخ بی حضور تو، روزش سیاه شد!
.
امید صباغ نو
احساس بی ملاحظه ام سر به راه شد
.
خورشید از حضور تو الگو گرفت وُ بعد
زیباتر از همیشه ی خود، مثل ماه شد!
.
تا گفتم عاشقت شده ام، دورتر شدی!
سهمِ من از وجود تو اندوه و آه شد...
.
فال اَم میان قهوه ایِ چشمهات بود
لرزید چشم های تو...فال اَم تباه شد
.
دیگر به درد هیچ غلامی نمی خورَد
معشوقه ای که واردِ دربار شاه شد!
.
سوء تفاهم است، عزیزم به خود نگیر!
مقصودِ من، دلی ست که غرق گناه شد
.
با وعده های سرد تو، سر خوش نمی شوم
هر سر، سری به عشق تو زد بی کلاه شد!
.
تقویم ها عزای عمومی گرفته اند
تاریخ بی حضور تو، روزش سیاه شد!
.
امید صباغ نو
- ۷۵۸
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط