{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسیر شده بود

اسیر شده بود
15 سال بیشتر نداشت؛
حتی مویی هم در صورتش نبود
سرهنگ عراقی اومد یقه شو گرفت،
کشیدش بالاگفت: اینجا چه کار میکنی؟
حرف نمی زد
سرهنگ عراقی گفت: جواب بده
گفت: ولم کن تا بگم
ولش کرد
خم شد از روی زمین یک مشت خاک برداشت، آورد بالا
گفت: اینجا خاک منه، تو بگو اینجا چه کار میکنی؟
سرهنگ عراقی خشکش زده بود . . .
دیدگاه ها (۴)

آقازاده ها تشریف می برن بیمارستان خصوصی، رهبر ایران و قلب شی...

تقدیم به بهترین نفر زندگیم

راستی سید مرتضی را دیدی بگو دوربینش را بیاوردیک مستند بسازد ...

شکرلله شیعه ای نامی شدیم/اهل جمهوری اسلامی شدیم/از خمینی درس...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦...................

Iove and the moonPart7به خانه او رفتم همه چه مشکلی و تاریک ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 128✦...................

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

I'm not jealous part 35با صدای بمی که شنیدم ناخودآگاه 360 در...

چند پارتی

نام: قرارداد نفرتPart:61بعد از برگشتن به هتل، همه خسته بودن،...

★彡   Part 39 彡★ فکر کرد و بعد جواب داد: نمیدونمشونه ای بالا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط