{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا !

خدایا !

حرفهای نا گفته ام را از من بپذیر،

حرفهایی که زبانم معادلی برایشان پیدا نکرد.



گاه زیبا و گاه زشت،

گاه تنها و گاه همصدا با همه،

گاه کوچک و خرد و گاه بزرگ،

می آیم

در همه حال تو مهربانانه مرا در آغوش می کشی،

حال من هر چه بدتر تو محکم تر دستانم را می فشاری.



الهی!

صدایی از بی پناهی می شنوی که

وجود بیکران تو را حس کرد و باز چون کودکی بازیگوش

دست از دامن مادر کشید و گم شد.



خدایا می ترسم

از اینکه روزی تو را گم کنم و تو دیگر جویای من نشوی و

مرا  در این بیابان تنها بگذاری

می ترسم وقتی زمین و زمان تو را می بینند

  من خودم را ببینم و تو را گم کنم.

 

خدای من

کاش این ماه دلم  پاکترین زمان عمرش را تجربه کند!

مرا پاک کن از قلبی  سیاه،

فکری  سیاه.

 

وقتی تو صاحب مکانی،

وقتی زمان از تو معنا می گیرد،

چگونه تو را تصور کنم در مکان و یا زمانی خاص.
دیدگاه ها (۱)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عاشقانه های شبنم

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

قسمت ۷

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط