{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی وقتا میشینیم به اتفاقایی که تو ویس برام افتاد

بعضی وقتا میشینیم به اتفاقایی که تو ویس برام افتاد
به کورور کورور خاطره هایی که توش دارم
یا به آدماایی که باهاشون آشنا شدم رفیق شدم
یا حتی خاطره ساختم فکر میکنم ...
با خودم میگم پووووف مگههههه میششششه آخه
اینننن همه خاطره و اتفاق و تغییر تحول و روزای خوب و بد
فقط تووو 4_5 سال ....؟
ولی آره شده
انقد زیاده که نمیتونم هیچ جوره ازش دل بکنم ...
شده بعضی وقتا همین خاطره ها و یاد آوریاش کلی حالمو دپ و غمگین کرده و کلییی دل تنگی برام آورده...
ولی خب نمیشه ، نمیشه ازش گذشت...
اصن نمیدونم واقعا میتونم بگم که یروز قراره دیگه تو ویس نباشم؟
قد تموم ثانیه ها ، دقیقه ها ، ساعت ها ، روز ها ، هفته ها ، ماه ها و حتی تک تک این 4_5 ساال با این جا خاطره دارم . .
اینجا اسمش مجازیه و برا خیلیامون از واقعی ، واقعی تره و توش واقعی زندگیم کردیم ...
هرچی که بود هرچی که هست ، گذشته و ادامه داره...
تا ادامه داره باید زندگی کرد...
فقط یجاهایی یکم سخت میشه زندگی کرد ولی اونم تموم میشه ...

((بو گون لار دا گچر گدر ، بوجور قالماز ))...

1397/11/24
01:40
35 روز مونده تا پایان ساال 97 :-)
دیدگاه ها (۴)

#playmate p¹¹⁴ات ویو:با سردی بادی که به صورتم میخورد کم کم ب...

#تکپارتیموضوع:(ببین وقتی آخرای بارداریته و تو غر میزنی و این...

تولدم مبارک

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

سلامتی همه این بعضیایی که زندگیمونو ریختن بهم....بعضی وقتا ز...

دلم تنگ شده واس نوشتنام نوشتنایی که هر وقت دلم میگرفت اینجا ...

هرچی نوشتم سرم اومد یه روزی چجوری به کی بگم تو دلمو ربودی رف...

لطفا تمومش کنید ویپاپ شده مسخره دستتون یه مشت بچه سال(از لحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط