{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره
دو مسافر تو مسیر زندگی، دو عزیز دو همدم همیشگی

با هم از غروب و سایه رد شدیم، قصۀ‌ عاشقی رو بلد شدیم
فکر می‌کردیم آخر قصه اینه، جز خدا هیچ‌کی ما رو نمی‌بینه

دو غریبه دو تا قلب در به در، دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه‌چین، دو تا دور افتادۀ تنهانشین

عاقبت جدا شدن دستای ما، گم شدیم تو غربت غریبه‌ها
آخرِ اون همه لبخند و سرود، چشم پُر حسادت زمونه بود

دو غربیه دو تا قلب در به در، دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه‌چین، دو تا دور افتادۀ تنهانشین
دیدگاه ها (۱)

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجرهدو مسا...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مس...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو همنشین دو حنجرهدو مسافر ...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو هم نشین دو حنجرهدو مسافر...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره. دو رفیق دو همنشین دو هنجره. دو مس...

دو غریبه دو تا قلب در به دردو تا دلواپس این چشمای تر دو تا ا...

بی تودو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجرهد...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو همنشین دو هنجرهدو مسافر ...

قاصدک های نقره ای خوش خبر امابی صدا آینه های قصه گو بی گفتگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط