{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو

بی تو

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره
دو مسافر تو مسیر زندگی، دو عزیز دو همدم همیشگی

با هم از غروب و سایه رد شدیم، قصۀ‌ عاشقی رو بلد شدیم
فکر می‌کردیم آخر قصه اینه، جز خدا هیچ‌کی ما رو نمی‌بینه
دیدگاه ها (۱)

“ﮐﺎﺵ ﻟﻐﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺖ”عشقزندگینفسﺗﻌﺮﯾﻔﺶ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ : ‏≈ ...

چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز می‌کنه؟این فاصله داره منو بی ...

پدرم راه تمام زندگی،مادرم دلخوشی همیشگی

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

''فرشته‌ها روی زمین همیشه پیدا نمی‌شن، فرشته‌ها تو خونه‌ی زم...

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

پارت ۹ 🖤جیمین تا آخر مسیر چیزی نگفت. فقط گاهی از آینه به جون...

لبخند قاتلپارت¹⁵ویو جونگ کوکسمت ماشینم رفتم که با صدای یونگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط