{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلیس جلوی ماشینمو گرفت

پلیس جلوی ماشینمو گرفت
رفتم جلو، به پلیس خیلی جدی گفتم
میدونی من کیم؟
گفت: کی هستی؟
گفتم: یعنی واقعا نمی دونی؟
رنگش زرد شد؛ گفت: نه، کی هستی مگه؟
.
.
.
گفتم:
من یه پرندم، آرزو دارم، تو یارم باشی!
جریمم نکرد
اشک تو چشاش جمع شد؛ گفت برو خدا شفات بده!
دیدگاه ها (۴)

ﻣﻦ ﺩاﺭﻡ ﻣﻴﺮﻡ ﺧﻮاﺑﮕﺎﻫﺪﺟﻴﻐﻐﻐﻐﻐﻐﻐﻐﻐﻐﻌﻌﻌﻐﻐﻐﻎﮔﺮﻳﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻪﻧ...

اﻣﺮﻭﺯ ﮔﺎﺭﮔﺎﻩ ﭼﺎﭖ ....ﭼﺎﭘﺎﻱی ﻛﻪ ﺯﺩﻳﻢ و ﻳﻪ ﻋﻜﺲ اﺯ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺗﺎ اﺯﺩ...

ﺗﻮﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺪ؟!...

ﻫﺎﻫﺎ....ﻭاﻻ ﺑﺨﻮﺩا

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒هانا آن شب گریه نکرد.حداقل ...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

رومان عشق مافیا پارت 32این پارتش خیلی زیاد خوب نیست اولش عرو...

🖤 پارت ۴۴ | «ورود»کوک اولین نفری بود که وارد ساختمان شد.لانا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط