شب بودپسری تصادف کرد...خون زیادی ازش رفته بود،لحظه های آخ
شب بودپسری تصادف کرد...خون زیادی ازش رفته بود،لحظه های آخرش گوشیشوبرداشت،نوشت:میای بریم؟یکی ارسال کرد به رفیقش یکی واسه عشقش..عشقش جواب داداین موقع شب،بگیر بخواب بای..رفیقش جواب دادکجا؟تنها نری وایستامنم بیام..
پسرلبخندی زدوچشاشو بست...ب سلامتی هرچی رفیقه بامرامه !!
پسرلبخندی زدوچشاشو بست...ب سلامتی هرچی رفیقه بامرامه !!
- ۹۸۶
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط