{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: 


چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ 

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ 

اما افسوس که هیچ کس نبود ... 

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... 

آری با تو هستم ...! 

با تویی که از کنارم گذشتی... 

و حتی یک بار هم نپرسیدی، 

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
دیدگاه ها (۶)

بوی  تو را می آرد با خود باد که از سمت فاصله ها وجاده های خی...

.

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

اولین و آخرین دختری که بخواهم جلویش زانو بزنم ...دخترمــ خوا...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

تولدت مبارک جونگکوکِ دوست‌داشتنی 💜🎂امروز فقط روز تولد یک هنر...

پروانه جان

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

#Bubble Changbin 🫧 🐷🐰: روی استیجی اجرا کردیم که هنوزم نمی‌تو...

رمان :قرارداد سرنوشت

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

~🐿️💬 | صحبت‌های پایانی هوسوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسهوسوک...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط