{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتـﮧاے

رفتـﮧاے

و مـטּ هر روز بـﮧ موریانـﮧهایے فڪر مےڪنم

ڪﮧ آهستــﮧ و آرام گوشـﮧهاے خیالم را مےجَوَند. ......

تا بـے"خیال" نشده‌اَم برگرد!
دیدگاه ها (۲)

ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺳﺎﺧﺘﻢ ! ﺗﺎ ﭘﺎﺳﺒﺎﻥ ﺧﺮﻣﻨﻢ ﺑﺎﺷﺪﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎ...

خودم را به هزار راه میزنم...به هزارکوچه...به هزار در...نکند ...

رویـــــاهــــــایم را به سمســــــــار دادم ...پشـــــتِ شی...

ﺗﻨﻬﺎﺋﻴﻢ ﺭﺍ ﺭﺝ ﺑﻪ ﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻜﺎﻓﻢﻭ ﮊﺍﻛﺘﯽ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﺍﺯ ﺁﻥﻛﻪ ﺷﻜﻞ...

#playmate p⁶⁶بیمارستان :دکتر:جناب جئون کوک:بله؟دکتر:خوشبختان...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط