{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با وجود اینکه لایکا نرسیده بود این بار گذاشتم

با وجود اینکه لایکا نرسیده بود این بار گذاشتم

کابوس

part 1

خیلی وقته که به این کافه میام و غذا میخورم..چون محل کارم همین نزدیکه و بعضی وقتا اومدن به اینجا رو ترجیح میدم وایب خوبی بهم میده..اوه راستی من اتم...جئون ات...کار آموز شرکت star که حدود چهار ماهه اینجا کار آموزم وضعیت مالیه خانوادمون هم خیلی خوبه ...به راحتی می تونستم توی شرکت برادرم کار کنم اما نخواستم ..میخوام روی پاهای خودم بایستم و خودم برای خودم کار کنم ..
خوب بگذریم دوباره رفتم توی اون کافه که همون پسره اومد و گفت:

×سلام خانم ...سفارشتون...

نذاشتم حرفش تموم شه و گفتم:

سلام..همون همیشگی..قهوه ی تلخ..و

خنده ی ریزی کرد..خندش چه دلنشین بود...

×درسته بدون شکر..الان حاضر میشه

لبخند زدم و جواب دادم:

ممنونم ازت

شرایط:

۱۵ لایک
۵ کامنت
دیدگاه ها (۱۰)

نه قهرمان پارت ۲۳ادمین : مایک بعد از چند دقیقه اومد و رفت تو...

کابوسپارت ۲اون پسر رفت همچنان ات در حال نگاه کردن او بود..جا...

نه قهرمانپارت ۲۲ جیمین : باورم نمیشه اینقدر عوضی باشند تهیون...

حمایت کن زیبا فیک جدید:نام:کابوس تعداد پارت:نامعلومشخصیت ها...

MONESTER

پارت ۲۲

سناریو یاندره ایزانا(تنجیکو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط