{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگیم خوب بود

زندگیم خوب بود
درسم خوب بود
کارم رو برنامه بود
تو مهمونی ها تو جمع بودم
خوابم به موقع بود
با خانوادم بگو بخند داشتم
خلاصه همه چی آروم بود
تا اینکه...
یه نامرد بی وجدانی اومد بهم گفت :راستی تو چرا وات ساپ نداری؟!!
چیه حتمامیخواستی بگم عاشق شدم
دیدگاه ها (۱۰)

دستانم آنقدر بزرگ نیست که چرخ دنیا را به کامتان بچرخانم اما ...

اب رفته توی جوب برنمیگرده عزیزم اتیشه دوست دارم هات دیگه سرد...

صبح شماهمه دوستای گلم بخیرررررررر:-D

ماهی به آب گفت :بی تو میمیرم، آب خواست امتحانش کنه گفت :میرم...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

*در دام نگاه تو*پارت ۳رفتیم داخل رستوران که یکهو&سوپرایزز×تو...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت۴۱ قمار یا زندگی

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

پارت ۲

پسر بد (50)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part38اومد جلو و بقلم کرد ولی پس زدمشسعید:چرا...

part 32شب//جین« کوچولو وقت موقع شامه گنشته؟»& عجیبه اما نه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط