{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانم را که به هم می سایم

دستانم را که به هم می سایم
ریشه می کند
درختی که سال ها در برف خاک خورده
دستانم را که به هم می سایم
سوار بر اولین پیک بادپا می شوم
و می برد مرا
به رویای گرمای با تو بودن
دستانم را که به هم می سایم
خسته می شوم
از این دست های مصنوعی
از این حرارت اجباری
دستانم را که به هم می سایم
پاهایم سرد می شوند
پاهایم شل می شوند
راه رفتن را برای همیشه فراموش می کنم
دیدگاه ها (۲)

دستهایت را به دستانم بدهتا که غم¬هایم فراموشم شودتا که در دن...

جهانم سرزمین دستان توستکه نسیم آرامششمی پیچد لای موهایمموهای...

صبح ها لبخندی بچسبانید گوشه لبتان!دلیلش مهم نیست، اصلا نیازی...

حتما که نباید کلمه ی دوستت دارم را به زبان آورد اصلا دوست دا...

نمی‌دانم چه حکمتی بود که میان من و دیدنت این همه فاصله کاشت...

24:Amityville Horror Houseخانه‌ی ترسناک امیتویلنگاهی خیره به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط