{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كبوترلب تنگ ماهي نشسته بود ، گفت:سقف قفست شكسته چرافرارنم

كبوترلب تنگ ماهي نشسته بود ، گفت:سقف قفست شكسته چرافرارنميكني؟
ماهي باچشمهای قشنگش نگاهی نافذ به كبوتركرد ومعصومانه گفت :واسه پدر مادرت متآسفم بااین بچه تربیت کردنشون
دیدگاه ها (۲۲)

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

کبوترلب تنگ ماهی نشسته بود ، گفت:سقف قفست شکسته چرافرارنمیکن...

کبوترلب تنگ ماهی نشسته بود ، گفت:سقف قفست شکسته چرافرارنمیکن...

کبوترلب تنگ ماهی نشسته بود ، گفت:سقف قفست شکسته چرافرارنمیکن...

کبوتر لبه ی تنگ ماهی نشست, گفت سقف قفست شکسته چرا فرار نمیکن...

كبوتر لبه تنگ ماهي نشست ،گفت :سقف قفست شكسته! چرا فرار نميكن...

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود، به ماهی نگاه میکرد و میگفت: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط