{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس نفس به تو نزدیک میشم و نمیبینی

نفس نفس به تو نزدیک میشم و نمیبینی
چشام که مال خودم نیست گریه هام بی اراده س
توو اتاق سرد من هُرم گرمای تو هست
روی ساز من هنوز رد دستای تو هست
توو سکوت پاک تو همه حرفای تو هست
فکر تو حتی یه روز نمیذاره راحتم
نگرانی واسه تو شده دیگه عادتم
اما با خیال تو با تو در نهایتم
نفس نفس به تو نزدیک میشم و نمیبینی
تو روبرومی و اما حسمو نمیبینی
این عشقی که به تو دارم
نیست یک عشق زمینی
چشام که مال خودم نیست گریه هام بی اراده س
خیال من میگی نیستی قلب من میگه اون هست
مثل یه بچه شدم که پُره ترسه از بن بست
فکر تو حتی یه روز نمیذاره راحتم
نگرانی واسه تو شده دیگه عادتم
اما با خیال تو با تو در نهایتم
دیدگاه ها (۳)

آن روز که یکدیگر را یافتیم، یافتنمان هنر نبود. هنر این است ک...

گاهی حواسم را پرت می کنممی افتدجایی حوالی خیال توو دلم گرم م...

هیچ حواسم نبود...دو استکان ریختم!

پدرم:فراموش کردن هنر میخواهد.و من ...بی هنرترین انسان عالمم....

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹(ادامه پارت)ویو لیلی __...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ⁸ویو اِلا___همه‌چی تو یه لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط