پارت چهار
پارت چهار
(و دعوای دازای و چویا شروع میشه )
۱۰ دقیقه بعد
×وای بس کنیدددددد
= الان به ما گفت بس کنیم
_ اره برو بهش یه درس دیگه بده
= باشه
دوباره ، دستت رو از پشت میگرد چویا و به میز میچسباند
و دازی میشه رو به روت و شروع میکنه دوباره سوال پرسیدن و چویا از رو میز بلندت میکنه ولی هنوز دستت رو از پشت گرفته و دازای میپرسه
_ تو خانواده ای داری ؟
× در مورد اونا حرف نزن (قدرتت معال میشه و چویا رو به سمت در پرت میشه )(تو جزو اون ۲۰ نفری هستی که دو تا قدرت داری (دو تا موهبت داری یکی قدرت خیلی زیاد که با عصبانی شدن فعال میشه و رنگ مو ت از زرد سفید میشه و می توانی نامرئی بشی ) ادامه داستان و چویا پرت میشه به سمت در و موهات رنگش سفید میشه و...)
(و دعوای دازای و چویا شروع میشه )
۱۰ دقیقه بعد
×وای بس کنیدددددد
= الان به ما گفت بس کنیم
_ اره برو بهش یه درس دیگه بده
= باشه
دوباره ، دستت رو از پشت میگرد چویا و به میز میچسباند
و دازی میشه رو به روت و شروع میکنه دوباره سوال پرسیدن و چویا از رو میز بلندت میکنه ولی هنوز دستت رو از پشت گرفته و دازای میپرسه
_ تو خانواده ای داری ؟
× در مورد اونا حرف نزن (قدرتت معال میشه و چویا رو به سمت در پرت میشه )(تو جزو اون ۲۰ نفری هستی که دو تا قدرت داری (دو تا موهبت داری یکی قدرت خیلی زیاد که با عصبانی شدن فعال میشه و رنگ مو ت از زرد سفید میشه و می توانی نامرئی بشی ) ادامه داستان و چویا پرت میشه به سمت در و موهات رنگش سفید میشه و...)
- ۸۰
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط