پارت سه
پارت سه
(دازای همه چیز رو توضیح میده ولی چویا...)
× یه دقیقه ولم کن آقای نارنجی
= ها به کی میکی نارنجی
× به تو ولم کن یه دیقیه
=حالا بهتر شد
× ای ای باشه باشه ببخشید ولم کن
= نمی خوام
× حداقل بگو چه صدات کنم ای ای ولم کنن
= چویا... چویا صدام کن 😡
×باشه... چویا سان ولم کنن لطفا
(کمی دستش شل میشه )
(دازای که دستش رو کذاشته زیر چونه اش و داره با ما نگاه میکنه میگه )
_ وای چه زوج قشنگی میشید
(تو و چویا با شنیدن کلمه زوج گونه هاتو کمی قرمز میشه )
× دازای تو گفتی میشناسمش
_ (با قیافه بی خیال میگه) ها دروغ گفتم
= ها😡
(و دعوای دازای و چویا شروع میشه )
(دازای همه چیز رو توضیح میده ولی چویا...)
× یه دقیقه ولم کن آقای نارنجی
= ها به کی میکی نارنجی
× به تو ولم کن یه دیقیه
=حالا بهتر شد
× ای ای باشه باشه ببخشید ولم کن
= نمی خوام
× حداقل بگو چه صدات کنم ای ای ولم کنن
= چویا... چویا صدام کن 😡
×باشه... چویا سان ولم کنن لطفا
(کمی دستش شل میشه )
(دازای که دستش رو کذاشته زیر چونه اش و داره با ما نگاه میکنه میگه )
_ وای چه زوج قشنگی میشید
(تو و چویا با شنیدن کلمه زوج گونه هاتو کمی قرمز میشه )
× دازای تو گفتی میشناسمش
_ (با قیافه بی خیال میگه) ها دروغ گفتم
= ها😡
(و دعوای دازای و چویا شروع میشه )
- ۱۳۱
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط