{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواست حرف بزنه که من پریدم وسط و گفتم

میخواست حرف بزنه که من پریدم وسط و گفتم

لیا : تو و مینا از جلوی چشم‌ من جم نمیخورین

لیام : ولی لیا

لیا : نه

مینا : لیا ( لوس )

لیام : کوک تو یه چیزی بگو

کوک : هرچی لیا بگه همونه

لیام : شما از همین الان زنو شوهر بازیتون شروع شد

لیا : یه بار دیگه تکرار کن 😡

لیام : ببخشید گوه خوردم

لیسا : آقا ول کنین دیگه

لیا : لیسا راست میگه

جیسو : یه سوال دارم

لیا : بپرس

جیسو : شما مگه جئون نیستین

لیا : آره خب چطور

جیسو : آخه روی جعبه ها زده لی

وقتی این رو پرسید نگاه من و لیام و مینا و کوک کمی تو هم رفت ولی خب لیام جمش کرد

لیام : خب ماهم نمیدونم کارای بابابزرگه دیگه ما سر در نمیاریم

جیمین : میشه یه سوال دیگه بپرسم

هممون با یه نگاه سوالی به جمین نگاه کردیم

کوک : بپرس

جیمین : میشه بدونم نقش هر کدومتون توی گروه چیه

کوک : خب لیام تک تیر اندازه مینا هکره و قسمت اصلیه عملیات با ماست

لیسا : خب عالی اصلا پرفکت

لیا : 😁

مینا : نمیریم داخل

لیا : چرا بریم

نامی : شما ها چرا استرس ندارین من دارم از استرس میمیرم

کوک : چرا مگه چیشده

نامی : داداش داری ازدواج میکنی

کوک : خب ببین هممون ترسیدیم و استرس داریم ولی خب چیکار کنیم

نامی : اگه کمپانی بفهمه چی ؟

کوک :...

ادامه دارد

شرط = نداریم

بای بای 🧷🫂❤️‍🩹
دیدگاه ها (۰)

لطفا تو کامنتا بگو

لیا : تو انبار خیلی اینارو اونور نرید باشه رزي : چرا ؟لیا : ...

کوک : باشه ما هم میایم لیا : شاید دخترا معذب بشن آقای جئونکو...

شوگا:🤣🤣لیسا : خوب حالا پاشید جنی: لیسا یه دقیقه ی دیگه لیسا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط