{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم باشد اسیرت تا ...

دلم باشد اسیرت تا بیایی
به شعر شاعر خود رخ نمایی
که با عشق وامید و ناز و لطفت
گره از عشق این شاعر گشایی
دیدگاه ها (۷)

گرچه زِ دل نمی روی شبی ز تو گسسته اماین در نیمه باز دل بسته ...

چه راه دوریست از قلب تا دست راست روزجهانی کسانیکه قلبشون به ...

تقدیر بود! پای کسی در میان نبودآن روزها که صحبتی از این و آن...

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شدبغضم شکست و عاشقی ام را گواه...

✿ احسان بی ثمر ✿ بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت کاز قطره ب...

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است...شعر هم بی تو به بغضی اب...

دلبسته ی یک سنگ نبودی که بدانی چه کشیدمدر توطئه ی ننگ نبودی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط