عنوان: «آینهی جین»
عنوان: «آینهی جین»
---
پرده اول: هدیهی مرموز
جین، عضو گروه BTS، در آستانهی تولد ۲۸ سالگیاش بود. طرفداران همیشه هدیههای عجیبی برایشان میفرستادند، اما این یکی متفاوت بود.
یک جعبهی چوبی قدیمی، با قفل آهنی و حکاکیهای عجیب روی آن. داخل جعبه، یک آینهی جیبی بود. کوچک، با قاب نقرهای که کهنه به نظر میرسید.
هیچ نامهای همراه آن نبود. فقط یک کاغذ کوچک با خطی لرزان: «هر شب، یک دقیقه به آینه نگاه کن. بعد از یک هفته، آرزویت برآورده میشود.»
جین خندید و آینه را کنار گذاشت. اما شب، وقتی در اتاق هتل تنها بود، کنجکاویاش گل کرد.
آینه را برداشت و به آن نگاه کرد. در انعکاس، خودش را دید. اما یک لحظه، سایهای پشت سرش حرکت کرد. برگشت. هیچکس نبود.
دوباره به آینه نگاه کرد. اینبار، انعکاسش لبخند میزد. ولی او لبخند نزده بود
---
پرده اول: هدیهی مرموز
جین، عضو گروه BTS، در آستانهی تولد ۲۸ سالگیاش بود. طرفداران همیشه هدیههای عجیبی برایشان میفرستادند، اما این یکی متفاوت بود.
یک جعبهی چوبی قدیمی، با قفل آهنی و حکاکیهای عجیب روی آن. داخل جعبه، یک آینهی جیبی بود. کوچک، با قاب نقرهای که کهنه به نظر میرسید.
هیچ نامهای همراه آن نبود. فقط یک کاغذ کوچک با خطی لرزان: «هر شب، یک دقیقه به آینه نگاه کن. بعد از یک هفته، آرزویت برآورده میشود.»
جین خندید و آینه را کنار گذاشت. اما شب، وقتی در اتاق هتل تنها بود، کنجکاویاش گل کرد.
آینه را برداشت و به آن نگاه کرد. در انعکاس، خودش را دید. اما یک لحظه، سایهای پشت سرش حرکت کرد. برگشت. هیچکس نبود.
دوباره به آینه نگاه کرد. اینبار، انعکاسش لبخند میزد. ولی او لبخند نزده بود
- ۶۶
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط