{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز نه چایم دارچین داشت ، نه قهوه ام شکر ، نه اینکه نخو

امروز نه چایم دارچین داشت ، نه قهوه ام شکر ، نه اینکه نخواهم ، حوصله اش را نداشتم ، یعنی میدانی امروز اصلا نبودم ، راستی من که خیلی وقت است نیستم ، امروز آفتاب بود ، هوا خوب بود ولی راحت بگویمت امروز تو نبودی ، میدانی تو امروز را به من و چشمهای منتظرم بدجور بدهکاری .....
دیدگاه ها (۲)

هر چه بگویی دوستت دارم ، هر چه باشی دوستت دارم ، مرا دوست ند...

بی تو سردم است و چسبیده ام به پتویی که دیگر گرمم نمیکند .......

تو رفتی و دوست داشتنهایم زیر پاهایت له شد ، و من بی توجه تنه...

بانوی من ، حتی اگر حرفی نبود شماره ام را بگیر و فقط بخند ، و...

****کپشنخب میخواستم یه صحبتی بکنم با بعضی از عزیزان دلنمیخوا...

پارت۳۰

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

“اینم پستی از دوست عزیزم kim-mona-vy@ که قول داده بودیم همدی...

سناریو سانزو

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟗جیمین دستشو بین موهای میا گذاشت و صورت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط