{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌با تحسّر ، با تحمّل زندگانی می کنم

‌‌با تحسّر ، با تحمّل زندگانی می کنم
با دل پیرم هر از گاهی جوانی می کنم

پا برهنه می دوم در سنگلاخ زندگی
شکوه ها از زخم های ناگهانی می کنم

با نخی سیگار و گاهی پیک های دم به دم
با می و وافور ومنقل ، همزبانی می کنم

بی خبر از یک تولّد ، ناگزیر از زندگی
ناله ها از این بلای آسمانی می کنم

خسته از این سایه های خفته در هر گردنه
در میان گله ی گرگان ، شبانی می کنم

خسته از دنیای عیّاری صفت با جان ودل
آرزوی آن سرای جاودانی می کنم

خسته از این واژگان مبتذل ، گفتم غزل
با ردیف و قافیه گاهی تبانی می کنم

بس نفیر ناکجا آباد این دنیا شدم
در غزل هم شکوه ها از لامکانی می کنم

با لب خاموش خود فریاد حق سر داده ام
از تطوُّر در فلک ، شرح بیانی می کنم

دیگر از جنگ و جدل با این خلایق خسته ام
با همه نامهربانان ، مهربانی می کنم

حرف دل می گویم اما در دل کوروکران
مثل یک دیوانه با خود شادمانی می کنم

یک غزل گفتم که گویم شرحی از احوال خویش
این غزل را تا قیامت ، بازخوانی می کنم
دیدگاه ها (۱)

تصاویر پس زمینه

تصاویر پس زمینه

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوسآن عشق محالت شده بودم ، و...

از همین فاصله ی دور صدایت کردمای که غافل ز منی_باز هوایت کرد...

🍒🌱سلام من به شکوهِ پر از وقار شماگلی ز باغ غزل می کنم نثار ش...

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.37(از زبون ا.ت)این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط