{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوس

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوس
آن عشق محالت شده بودم ، ولی افسوس

پرسیده ای از من که چرا دل به تو دادم
درگیر سوالت شده بودم ، ولی افسوس

تقدیر من آن بوده که در بند تو باشم
درقهوه و فالت شده بودم ، ولی افسوس

یک بدرقه ی سرد و شب و جاده ی برفی
من خیره به شالت شده بودم ولی افسوس

مرتضی_شاکری
دیدگاه ها (۱)

جاده بی راهه

فردا فردا کردن

هذیان

پارت ۱۲

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆صدای زنگ گوشی باعث شد از خواب ...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ویکم 𓆪 🖤🥀اسما به سارا خیره مانده بود.ـ «...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط