{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوس

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوس
آن عشق محالت شده بودم ، ولی افسوس

پرسیده ای از من که چرا دل به تو دادم
درگیر سوالت شده بودم ، ولی افسوس

تقدیر من آن بوده که در بند تو باشم
درقهوه و فالت شده بودم ، ولی افسوس

یک بدرقه ی سرد و شب و جاده ی برفی
من خیره به شالت شده بودم ولی افسوس

مرتضی_شاکری
دیدگاه ها (۱)

‌‌با تحسّر ، با تحمّل زندگانی می کنمبا دل پیرم هر از گاهی جو...

تصاویر پس زمینه

از همین فاصله ی دور صدایت کردمای که غافل ز منی_باز هوایت کرد...

خواهم ای مه تا که باشی تا سحر مهمان منبوسه هایت را بنوشان بر...

دلا آخر تو را دیوانه کردند

فرشته‌ای در قلمرو شیطانpart: 3«آخر» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط